مطالعه جامعه شناختی زمینههای افت تحصیلی در روستاهای مرزی سردشت
نویسندگان
1 گروه جامعهشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 گروه جامعهشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
doi
10.22059/jrd.2025.405303.668959چکیده
این پژوهش با هدف مطالعه زمینه های افت تحصیلی دانشآموزان در روستاهای مرزی شهرستان سردشت، با تمرکز بر ویژگیهای اجتماعی-اقتصادی حاکم بر منطقه انجام گرفته است. هدف فرعی پژوهش، شناسایی نگرش دانشآموزان و خانوادهها نسبت به تحصیل و آموزش است.این پژوهش با رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی و با استفاده از روش نظریه زمینهای انجام شده است. جامعۀ آماری مطلعان محلی شامل دانشآموزان، معلمان و والدین در سه روستای مرزی سردشت شامل قلعهرش، بیوران و درمانآباد است. نمونهگیری به شیوۀ هدفمند بوده و پس از مصاحبه با ۲۴ نفر از افراد ۱۵ تا ۴۰ ساله، اشباع نظری حاصل شده است.با انجام مراحل کدگذاری باز و محوری، مقولههایی نظیر «فقر و زوال منابع»، «بی ثباتی حیات و راهبردهای بی ثبات»، «بسترهای ناکارآمد» و «بحران سرمایۀ انسانی و جابجایی ارزشها» استخراج شدند و در نهایت کد هستهای بهصورت زیر تبیین شد: مهاجرت ناشی از فقر ساختاری و تشدید آن از طریق بسترهای ناکارآمد (اقتصادی، نهادی، آموزشی) به افت تحصیلی و زوال سرمایۀ انسانی در مناطق مرزی منجر میشود. این یافته نشان داد اولویتدادن به درآمدهای آنی (مانند مهاجرت کاری) بهدلیل نبود فرصتهای مولد پایدار، ارزش تحصیل را در میان خانوادهها کمرنگ کرده است. همچنین، نگرش ابزارگونه و اقتصادی خانوادهها به تحصیل که براساس انتظار استخدام و درآمدزایی شکل گرفته اما محقق نشده، سبب افت تحصیلی دانشآموزان شده است.افت تحصیلی در روستاهای مرزی سردشت، معضلی حاد و چندوجهی است که ریشه در عوامل ساختاری اقتصادی-اجتماعی و بهویژه پدیدۀ مهاجرت دارد و نیازمند مداخلات سیاستی متناسب با درک مردم محلی است