بازنمایی شهر در سینمای ایران در دهه‌های 70، 80 و 90

نویسندگان

1 دانشگاه رازی، گروه جامعه شناسی

2 عضو هیأت علمی/دانشگاه رازی

3 کارشناسی ارشد

doi
10.22059/jsal.2019.259267.665627
چکیده

این مقاله به بازنمایی شهر در سینمای ایران در دهه‌های 70، 80 و 90 می‌پردازد. رویکرد نظری پژوهش مبتنی بر دیدگاه راب شیلدز در باب «فضاسازی اجتماعی» است. روش تحقیق تحلیل محتوی کیفی است. 18 فیلم انتخاب و تحلیل شده‌اند. یافته ها نشان می‌دهد: در دهه 70 بشتر زمان فیلم‌ها به درون خانه محدود شده است. آن بخشی هم که در بیرون خانه است به ابعاد فیزیکی، جمعیتی، مهاجرت، حاشیه‌نشینی و مناطق فقیرنشین تقلیل داده شده است. حیات شهری در این دوره چنان کم نمایش داده می‌شود که اسطوره-مکان «جامعه بدون شهر» شکل می‌گیرد. در دهه 80 ساخت و سازهای انبوه، تغییرات گسترده و گسترش نامکان‌ها در میان آثار سینمایی برجسته است. همچنین سویه‌‌های تاریک این تغییرات مانند قطبی‌شدن فضای شهر (فقیر/غنی) و آسیب‌های اجتماعی از قبیل فقر، بیکاری، اعتیاد، دختران فراری که در نهایت احساس یاس و سرخوردگی را در بین ساکنان شهر به وجود آورده است، اسطوره-مکان «سازندگی منفی و شهر سراب» را برساختند؛ در دهه 90 شهری بازنمایی می‌شود که پس از تغییرات و ساخت و سازهای گسترده‌ی دهه قبل اکنون به بن‌بست رسیده است. شهری که با ساختارهای عینی و متصلب خود در برابر ساکنانش قد علم می‌کند و آنها را به چالش می‌طلبد و در مقابل، ساکنان در برابر این ساختارها حالت انفعال در پیش می‌گیرند. مفهوم مرکزی بازنمایی شهر در این دهه «شهر متصلب و سوژه ناتوان» است. سرانجام، سینما با تاکید بر نماهای بسته و توجه به «خانه» کمتر تصویری از کلیت شهر ارائه می‌دهد و بر سویه‌های تاریک شهر متمرکز است.