قدرت، سیاست و سازوکارهای تغییر کاربری اراضی در مناطق پیراکلان‌شهری تهران؛ مطالعۀ شهرستان شمیرانات–لواسانات

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس

2 عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشگاه تربیت مدرس

4 عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jrd.2025.404652.668956
چکیده

مقالۀ حاضر با تحلیل چندلایه‌ای از ساختار نهادی، سیاست‌گذاری فضایی و ویژگی‌های کالبدی در ارتباط با تغییر کاربری اراضی در شهرستان شمیرانات می‌پردازد. شهرستان شمیرانات از دو بخش و سه دهستان و چهار شهر تجریش، لواسان، اوشان-فشم-میگون و شمشک تشکیل شده و یکی از پیچیده‌ترین فضاهای پیراکلان‌شهری حول تهران را شکل می‌دهد. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل الگوهای فضایی تغییرات کاربری اراضی و تبیین سازوکارهای نهادی، سیاستی و اجتماعی-سیاسی مؤثر بر این تغییرات، از طریق ادغام تحلیل‌های کمی مکانی و تحلیل مضمونی تبیینی با جهت‌گیری انتقادی طی دو دهۀ گذشته (2000–2019) و پیش‌بینی روندهای آتی تا افق 2038 (دو دورۀ 20 ساله) است. در این راستا، این پژوهش با بهره‌گیری از یک رویکرد ترکیبی توالی توضیحی، ابتدا الگوهای فضایی تغییرات کاربری اراضی را با تحلیل‌های کمی و مدل مارکوف-سلول‌های خودکار شناسایی و سپس با تحلیل مضمونی تبیینی داده‌های کیفی، سازوکارهای نهادی و سیاستی مؤثر بر این تغییرات را تبیین می‌کند. یافته‌های مکانی با داده‌های کیفی حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، تحلیل اسناد رسمی، مشاهدات میدانی ادغام و در قالب یک چارچوب تحلیلی منسجم بررسی می‌شوند. نتایج نشان می‌دهد بخش لواسانات بیشترین تمرکز تغییرات را تجربه کرده است. همچنین رودبار قصران توسعۀ خطی در امتداد محورهای ارتباطی و مناطق گردشگری دارد و شمیران با تراکم‌پذیری درون‌زا و محدودیت توسعۀ افقی مواجه است. از منظر نهادی، نبود انسجام میان نهادهای تصمیم‌گیر، تضاد منافع بین سطوح محلی و ملی و ضعف ابزارهای نظارتی، از عوامل اصلی تسریع‌کنندۀ تغییر کاربری در منطقه هستند. در پایان با ارائۀ شاخص‌های قدرت نهادی و سناریوهای سیاستی، چارچوبی برای هم‌راستاسازی سیاست زمین، حکمرانی فضایی و حفاظت از منابع طبیعی در مقیاس شهرستان ارائه می‌شود