تحلیل قدرت هوشمند ایران در افغانستان پس از تهاجم آمریکا به این کشور

نویسندگان

1 دکترای علوم سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس

2 استادیار علوم سیاسی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jcep.2019.132667.449605
چکیده

حاکمیت طالبان در افغانستان منشأ چالش‌های ایدئولوژیک، سیاسی و امنیتی بسیاری برای ایران بوده است؛ بنابراین ایران در پی سقوط طالبان فرصت‌های متنوعی را در عرصۀ سیاست خارجی به‌دست می‌آورد. این فرصت در 7 اکتبر 2001 به‌دنبال حملۀ آمریکا به افغانستان به‌دست آمد. حکومتی ارتجاعی و مستبد در افغانستان سقوط کرد و اقوام و مذهب‌های مختلف این کشور امکان مشارکت در حیات سیاسی- اجتماعی را یافتند. طالبان که از اصلی‌ترین تهدیدها‌‌ی فراروی ایران بود، از صحنۀ سیاسی افغانستان حذف شد و ایران اکنون می‌توانست به برقراری روابط با دولت این کشور و نفوذ در میان مردم آن اقدام کند. سیاست جدید ایران را می‌توان در مقیاس قدرت هوشمند (ترکیبی از قدرت نرم و سخت) تحلیل کرد. از سوی دیگر، حضور نیروهای غربی در قالب سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در افغانستان تهدیدها‌‌یی را متوجه ایران کرد. این نوشتار بر آن است که ضمن بررسی پیشینۀ روابط ایران و افغانستان در دوران طالبان، قدرت و نفوذ ایران پس از اشغال این کشور توسط نظامیان غربی را تشریح کند. پرسش اصلی نوشتار این است که تهاجم آمریکا به افغانستان چه فرصت‌ها و چالش‌هایی را از دیدگاه قدرت هوشمند برای سیاست خارجی ایران پدید آورده است؟ فرضیۀ نیز چنین است که با توجه به پیشینۀ مشترک تاریخی، دینی و فرهنگی، افغانستان به‌سوی ایران گرایش پیدا کرد؛ اما پس از چند سال چالش‌های نوینی در روابط دوطرف پدید آمد که دراین نوشتار به آن می‌پردازیم.