رابطة میان سبک‌های شناختی نوگریز- نوگرا با اهمال‌‍کاری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی‌ارشد روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی، دانشگاه سیستان‌و بلوچستان، زاهدان، ایران

2 استاد، گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سیستان‌و بلوچستان، زاهدان، ایران

doi
10.22084/j.psychogy.2021.23741.2285
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطة میان سبک­‌های شناختی نوگریز- نوگرا با اهمال­‌کاری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانش‌­آموزان انجام شد.روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه پژوهش شامل کلیۀ دانش‌­آموزان دختر دورۀ دوم متوسطه شهر زابل است که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل هستند. گروه نمونۀ آماری شامل 349 نفر از دانش­آموزان است که به روش نمونه­‌گیری تصادفی خوشه‌­ای چندمرحله­‌ای انتخاب شدند و به پرسشنامۀ سبک‌­های شناختی کرتون و پرسشنامۀ اهمال­‌کاری تحصیلی سولومون و راث­بلوم پاسخ ­دادند. شاخص پیشرفت تحصیلی معدل بود. داده‌­های حاصل به­‌وسیله آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون گام‌به‌گام تحلیل­ شدند.یافته‌­ها: یافته‌­های حاصل از همبستگی پیرسون نشان داد که بین سبک‌­های شناختی نوگریز-نوگرا و اهمال‌کاری تحصیلی و مؤلفه‌­های آن رابطۀ معکوسِ معنی‌­داری وجود دارد (0.01>P)، بین سبک‌شناختی نوگریز و پیشرفت تحصیلی رابطۀ مثبتِ معنی­داری مشاهده­ گردید (0.01>P)، اما بین سبک‌شناختی نوگرا و پیشرفت تحصیلی رابطۀ معنی­داری وجود نداشت (0.01>P). نتایج تحلیل رگرسیون گام­به­گام نشان داد که سبک­های شناختی می­توانند 52.2 درصد از اهمال­کاری تحصیلی دانش­آموزان را تبیین کنند (0.01>P). از بین سبک­های شناختی، فقط سبک‌شناختی نوگریز توانست 21.3 درصد از پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان را تبیین کند (0.01>P).نتیجه­‌گیری: با توجه به یافته­‌ها می‌­توان گفت سبک­‌های شناختی با اهمال­کاری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانش­‌آموزان رابطه دارند و می‌­توانند آن­ها را پیش‌­بینی ­کنند.