شناسایی پیشایندها و پسایندهای اشتیاق کارآفرینی با استفاده ازنقشه شناختی فازی

نویسندگان

1 گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان ، خرم آباد، ایران

2 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

3 گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان ، خرم آباد، ایران

doi
10.22059/jed.2025.400578.654565
چکیده

هدف: اشتیاق کارآفرینی به‌عنوان یکی از محرک‌های اصلی در شکل‌گیری و توسعه کسب‌وکارهای نوین مطرح است. این مفهوم صرفاً به انگیزه‌های مالی محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و تمایلات درونی را در بر می‌گیرد که کارآفرینان را قادر می‌سازد با چالش‌ها مواجه شوند، روش‌شناسی: این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) انجام شد. در مرحله کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاه لرستان گردآوری و با روش تحلیل محتوا کدگذاری گردید. در ادامه، یافته‌های کیفی مبنای طراحی پرسش‌نامه مقایسات زوجی قرار گرفت و در مرحله کمی، داده‌های حاصل با استفاده از روش نقشه شناختی فازی تحلیل شد تا میزان اهمیت و روابط میان عوامل مشخص شود. پژوهش حاضر بر پایه پژوهش آمیخته و به صورت کیفی و کمی در پارادایم قیاسی استقرایی است که از نظر هدف، کاربردی، از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی و از لحاظ روش گردآوری داده‌ها، اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش حاضر خبرگان هستند که متشکل از مدیران و اساتید دانشگاه لرستان هستند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و براساس اصل کفایت نظری 15 نفر از آن‌ها به‌‌‌‌‌عنوان نمونه پژوهش درنظر گرفته شد. در خصوص چگونگی انتخاب جامعه آماری باید بیان کرد که با توجه به این‌که موضوع پژوهش، اشتیاق کارآفرینی است، باید از افرادی استفاده می‌شد که دانش نظری و عملی مرتبط با این مفهوم و اشراف اطلاعاتی لازم در جهت پاسخ‌گویی به سوالات مصاحبه و پرسش‌نامه را دارا باشند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته است که به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صورت حضوری و مجازی با اعضای نمونه انجام و از نکات مورد اشاره آن‌ها فیش‌‌‌‌‌‌‌‌برداری شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسش‌نامه است. به این صورت که پرسش‌نامه‌ای بسته مبنی بر ماتریس مقایسات زوجی که سطر و ستون‌های آن را عوامل موثر بر اشتیاق کارآفرینی تشکیل می‌دهند، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صورت حضوری و اینترنتی در اختیار اعضای نمونه قرار گرفت و از آن‌ها خواسته شد که براساس طیف 5تایی لیکرت به آن پاسخ دهند. در این پژوهش به‌منظور تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از رویکرد تحلیل محتوا و روش کدگذاری با بهره‌‌‌گیری از نرم‌‌‌‌افزار مکس‌کیو‌دی‌ای به‌منظور شناسایی عوامل مؤثر بر اشتیاق کارآفرینی بهره گرفته شده است و در بخش کمی به‌منظور اولویت‌بندی این عوامل، از روش نقشه شناختی فازی بهره‌گرفته شد. روایی ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی با استفاده از روایی محتوای نسبی (رابطة 1) با ضریب 77/0 تأیید شد. یافته‌ها: نتایج بخش کیفی نشان داد پیشایندهای کلیدی اشتیاق کارآفرینی شامل «تجاری‌سازی پژوهش‌ها، توسعه کسب‌وکارهای جدید و استارتاپ‌ها، توسعه مهارت‌های کارآفرینانه در دیگران و ایجاد فرصت‌های شغلی، افزایش درآمدزایی برای دانشگاه/سازمان، افزایش اعتباروجایگاه بین‌المللی، نوآوری درسازمان یا دانشگاه،، حل مشکلات اجتماعی، ارتقاء ارتباط صنعت و دانشگاه، افزایش انگیزه و رضایت شغلی » هستند. در بخش کمی نیز تحلیل نقشه شناختی فازی بیانگر آن بود که «محیط رقابتی، دسترسی به منابع مالی و زیرساختی، فرهنگ سازمانی حمایتی و حمایت رهبری، وجود فرصت‌های یادگیری، تجربیات گذشته موفق کارآفرینانه، شبکه‌سازی وارتباطات قوی، نیازبه خودشکوفایی و استقلال، شناسایی فرصت‌های بازار، محیط رقابتی، انعطاف‌پذیری سازمانی» به‌عنوان مهم‌ترین پیامدهای اشتیاق کارآفرینی نقش‌آفرینی می‌کنند.نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که توجه به اشتیاق کارآفرینی می‌تواند زمینه‌ساز رشد کسب‌وکارهای نوپا، ارتقای مهارت‌های کارآفرینانه، ایجاد اشتغال و بهبود عملکرد سازمانی باشد. از این رو، نتایج تحقیق می‌تواند در سیاست‌گذاری‌های آموزشی، برنامه‌های حمایتی و توسعه فرهنگ کارآفرینانه در دانشگاه‌ها و نهادهای مرتبط مورد استفاده قرار گیرد. اشتیاق کارآفرینی به‌عنوان نیروی محرکه اصلی در ایجاد و توسعه کسب‌وکارهای نوآورانه، نقش حیاتی در موفقیت فردی کارآفرینان و عملکرد سازمان‌ها دارد. این مطالعه نشان داد که پیشایندهایی مانند تجاری‌سازی پژوهش‌ها، توسعه مهارت‌های کارآفرینانه در افراد، و ایجاد فرصت‌های شغلی، زمینه‌ساز تقویت اشتیاق کارآفرینی هستند و کارآفرینان را در مواجهه با چالش‌ها و ریسک‌ها توانمند می‌سازند. از سوی دیگر، پسایندهایی همچون محیط رقابتی، دسترسی محدود به منابع و فرهنگ سازمانی حمایتی، تأثیر مستقیمی بر انگیزه، رفتار و عملکرد کارآفرینان و تیم‌های کاری دارند و شرایط رشد و نوآوری را در سازمان فراهم می‌کنند. یافته‌های پژوهش بر اهمیت ایجاد ساختارهای حمایتی، نظام‌های پاداش‌دهی و ارزیابی عملکرد، آموزش هدفمند مهارت‌های کارآفرینانه و بهره‌گیری از فرصت‌های نوآورانه تأکید دارند. همچنین، نتایج نشان می‌دهد که توجه به اشتیاق کارآفرینی می‌تواند علاوه بر موفقیت فردی، رشد اقتصادی، اشتغال‌زایی، پایداری سازمانی و توسعه بازارهای جدید را تقویت کند. بنابراین، درک و تقویت اشتیاق کارآفرینی، هم برای سیاست‌گذاران، هم برای مدیران سازمان‌ها و هم برای دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی، ابزاری حیاتی برای ارتقاء نوآوری، کارآفرینی و توسعه اجتماعی محسوب می‌شود.