ارائه مدل کارآفرینی زنان در صنعت خانگی

نویسندگان

1 گروه مدیریت، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا. تهران، ایران

2 گروه مدیریت، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا. تهران، ایران

3 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی. تهران، ایران

doi
10.22059/jed.2025.401749.654576
چکیده

چکیدههدف: کارآفرینی محرک اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی جوامع است. صنعت خانگی با قابلیت‌های منحصربه‌فرد خود، بستر مناسبی برای کارآفرینی زنان فراهم می‌کند. این صنعت از طریق تولید محصولات دست‌ساز با ارزش افزوده بالا، نقش مؤثری در توسعه اقتصادی، اجتماعی و حفظ هویت فرهنگی ایفا می‌کند و قابلیت صادراتی نیز دارد. انعطاف‌پذیری و ماهیت خلاقانه این صنعت، فرصت‌های مهمی برای زنان ایجاد کرده است. بااین‌که مطالعات پراکنده‌ای در این زمینه انجام شده، اما مدل یکپارچه‌ای ارائه نشده است. بنابراین، هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر کارآفرینی زنان در این صنعت و تدوین مدلی بر پایه نظریه‌های مرتبط منبع محور، نهادی و شبکه اجتماعی است.روش: پژوهش حاضر از رویکرد تفسیری و روش فراترکیب بهره برده است. فراترکیب به‌عنوان یک روش پژوهش کیفی، با تحلیل و ترکیب یافته‌های پژوهش‌های مرتبط، امکان استنتاج نتایج جدید را فراهم می‌سازد. در این راستا از الگوی هفت‌مرحله‌ای سندلوفسکی و همکاران (2006) استفاده شده است. پرسش‌های پژوهش حول این محورها است: انگیزه‌های زنان، منابع لازم، مؤلفه‌های فرایندی، عوامل حمایتگر، چالش‌ها و مزایا. سپس جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتیWeb Of Science (WOS) وScopus ، با استفاده از ترکیب‌های مختلف کلمات کلیدی Cottage/ Handicraft industry،Women/ female entrepreneurship ، developing countries در بازه 2014-2024 با تعیین محدودیت زبان انگلیسی و نوع مقالات چاپ شده در ژورنال انجام شد. مقالات استخراج شده، طبق الگوریتم پریزما غربال شد و کیفیت مقالات باقی‌مانده بر اساس معیارهای (CASP) ارزیابی و امتیازدهی شد. تعداد 166 مقاله با امتیازی بالای 31 وارد فرایند پژوهش شدند. برای شناسایی، بررسی و استخراج الگوهای موجود در مقالات از تحلیل مضمون استفاده شد. یافته‌ها: بر اساس تحلیل محتوای نظام‌مند ۱۶۶ مقاله‌ی منتخب، شش مقوله‌ی اصلی شامل: انگیزه‌ها، منابع ضروری، فرایندهای کلیدی، عوامل حمایتی و چالش‌ها، شناسایی و دسته‌بندی شدند. در این تحلیل، ۲۴ مفهوم محوری و ۷۲ کد باز نیز استخراج شد. سپس با استفاده از این کدها و با تکیه بر نظریه‌های مرتبط منبع‌محور، نهادی و شبکه اجتماعی، مدلی برای کارآفرینی زنان در صنعت خانگی تدوین گردید. از یافته‌های کلیدی این پژوهش ارائه چهارچوبی جدید برای درک ارتباط به ظاهر متضاد سنت و نوآوری است. این رویکرد هم اصالت فرهنگی را حفظ و هم قابلیت رقابت در بازارهای مدرن را فراهم می‌کند.نتیجه:. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه‌های کلیدی به منظور ارائه مدلی یکپارچه و بین‌رشته‌ای برای تبیین کارآفرینی زنان در صنعت خانگی از روش فراترکیب بهره برده است. در راستای پاسخ به شکاف نظری موجود در پژوهش‌های پیشین که بر رویکردهای جزئی‌نگر و فاقد دیدی یکپارچه متمرکز بودند، مدل پیشنهادی این پژوهش با استفاده از نتایج فراترکیب و تلفیق نظریه‌های کلیدی مرتبط از جمله نظریه‌های منبع‌محور، نهادی و شبکه اجتماعی به عنوان چهارچوب پایه‌ای، پاسخی مستقیم به شکاف ساختاری موجود است. یافته‌های حاصل از فراترکیب و تلفیق نظریه‌های مرتبط گویای آن است که کارآفرینی زنان در این صنعت پدیده‌ای پیچیده و پویا است که تنها با نگاهی کل‌نگر و نظام‌مند می‌توان به درکی عمیق و جامع از آن دست یافت. این مدل سعی در ارائه تصویری یکپارچه از تعامل عوامل فردی (سطح خرد)، شبکه‌ای (سطح میانی) و نهادی (سطح کلان) دارد. در این راستا، 6 مقوله و ۲۴ کد محوری شناسایی شده‌اند که ساختار کارآفرینی زنان در این صنعت را شکل می‌دهند. این مؤلفه‌ها عبارتند از: انگیزه‌ها شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روان‌شناختی؛ چالش‌ها شامل موانع مربوط به منابع، نیروی انسانی، فناوری، رقابت، بازاریابی، زیرساخت، محیط نهادی و فقدان سرمایه‌ی اجتماعی؛ منابع ملموس و ناملموس شامل سرمایه‌ی انسانی، روان‌شناختی، اجتماعی و مالی؛ فرایندهای لازم شامل خلق نوآوری در سنت، شناسایی ایفاگران و نقش‌ها، و فعالیت‌های اصلی و پشتیبانی؛ عوامل حمایت‌کننده شامل حمایت نهادهای رسمی و غیررسمی و مزیت در برگیرنده‌ی توسعه‌ی پایدار کارآفرینی زنان در صنعت خانگی. در نهایت، با استفاده از این کدها و نظریه‌های مرتبط، مدل کارآفرینی زنان در صنعت خانگی توسعه داده شده است. مدل حاضر، سازوکارهای میانجی و تعدیل‌گری را نشان داد که در پژوهش‌های پیشین کمتر بدان پرداخته شده بود. این مدل تأکید می‌کند که موفقیت کارآفرینی زنان در صنعت خانگی، علاوه بر منابع و قابلیت‌های درونی از شبکه‌های اجتماعی (میانجی) و بستر نهادی (تعدیل‌گر) تأثیر می‌گیرد. از سوی دیگر این پژوهش با شناسایی چالش‌های مختلف نشان می‌دهد سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در این حوزه باید چند بعدی و نظام‌مند باشد. مدل این پژوهش هم شکاف نظری در پژوهش‌‌های موجود را پوشش می‌دهد و هم با ارائه گزاره‌های آزمون پذیر، مسیری روشن برای پژوهش‌های آتی و همچنین راهنمایی عملی برای سیاست‌گذاران، نهادهای حمایتی و خود زنان کارآفرین فراهم می‌کند. ویژه توجه همزمان به ابعاد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و نهادی در قالب یک مدل یکپارچه می‌تواند به توسعه پایدار در صنعت خانگی و توانمندسازی زنان کارآفرین منجر شود.