تحلیل جامعه شناختی نابرابری آموزشی و فرصتهای دسترسی به آموزش عالی
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران
2 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران
doi
10.22034/emes.2022.551448.2372چکیده
در این پژوهش تلاش میشود تا ضمن تحلیلی بر نقش عوامل مختلف در ایجاد و بازتولید نابرابری آموزشی و فرصت-های دسترسی به آموزش عالی و شناخت از ویژگیها و فرایندهای اثرگذار، زمینۀ بازنگری در سیاستها و برنامهریزیهای نظام آموزش فراهم شود.روش پژوهش: این پژوهش با توجه به هدف کاربردی و با توجه به سوالات به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. جهت شناسایی زمینهها و عوامل اثرگذار در ایجاد و بازتولید نابرابری آموزشی از مطالعات کتابخانهای و اسنادی استفاده شده و برای افزودن به غنای یافتههای تحلیلی، از دادههای سازمان سنجش آموزش کشور و تحلیل آنها با آزمونهای آماری همچون مقایسه میانگین و یو من ویتنی استفاده شده است. یافتهها: یافتهها نشان میدهد بطور کلی تقاضا برای آموزش عالی در جهان رو به افزایش است، اما این افزایش تقاضا در کشورهای توسعهیافته تابعی از تقاضا برای نیروی کار تحصیل کرده و نشان از توسعه متوازن آموزش عالی دارد و در ایران، گسترش آموزش عالی تقاضا محور بوده و بر مبنای نیازهای اقتصادی و اجتماعی شکل نگرفته است. نتیجهگیری: تدوین سیاستها برای رفع نابرابری باید مبتنی بر رفع موانع در اجتماع محلی باشد. اطمنیان از شمول اجتماعی همه گروهها، کاهش شکاف بین موسسات و نهادهای آموزشی و رشتههای تحصیلی، ارتقای سطح کیفی همه نهادهای آموزشی در حد قابل قبول و دسترسی یکسان برای همه به لحاظ مادی از جمله این موارد است. در عینحال، بسیار اهمیت دارد که در اصلاح سیاستهای تدوین شده و بازتوزیع امکانات از نقش متغیرهای فردی نیز چه در مناطق برخوردار و چه غیربرخوردار غافل نشد.