کاوشی در مداخلۀ روسیه در بحران سوریه از منظر ژئوپلیتیک

نویسندگان

1 استادیار روابط بین‌الملل، دانشگاه تهران

2 دکتری روابط بین‌الملل، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jcep.2019.242034.449729
چکیده

هدف این نوشتار تبیین مداخلۀ روسیه در بحران سوریه از منظر ژئوپلیتیک است. مداخلۀ مسکو در بحران سوریه هم‌زمان با آغاز بحران شکل گرفت. صرف نظر از مواضع ابتدایی دمیتری مدودیف، در دوره‌های دیگر، خط مشی روسیه در برابر آن بحران به‌نفع دولت اسد بود. حمایت مسکو از دولت سوریه در ابعاد نظامی، سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای انجام شد. مهم‌ترین بعد کمک روسیه در این بحران به ورود مستقیم واحدهای نیروی هوایی و دریایی روسیه در آن در اواخر تابستان 2015 باز می‌گشت. در تأثیر این کمک‌ها موازنۀ نیروها به سود ارتش و نیروهای امنیتی سوریه تغییر کرد و آن‌ها توانستند بخش شایان  توجهی از مناطق را از کنترل مخالفان و افراط‌گرایان خارج کنند. پرسش نوشتار این است که چرا روسیه در بحران سوریه مداخله کرد، در حالی که تا پیش از آن مسکو در هیچ یک از بحران‌های خارج از قلمرو اتحاد شوروی مداخله نکرده بود؟ فرضیۀ نوشتار این است که مجموعه‌ای از الزام‌های ژئوپلیتیکی موجب شد که روسیه در این بحران مداخله و از دولت اسد حمایت کند. برای سنجش این فرضیه از مدلی بهره گرفتیم که از سه مفهوم «ویژگی ژئوپلیتیکی»، «قلمروسازی ژئوپلیتیک»، «گذار ژئوپلیتیکی» گرفته شده است. موارد یادشده الزام‌های ژئوپلیتیک را در پی داشته است که روسیه را به مداخله در این بحران برانگیخت. این الزام‌ها، جلوگیری از تداوم عقب‌نشینی روسیه از غرب، مقابله با تروریسم، افراط‌گرایی و تجزیه‌طلبی، حفظ قلمرو نفوذ، حفظ توازن منطقه‌ای و حفظ ثبات منطقه‌ای هستند.