تحلیل سیستمی عوامل ساختاری فقر روستایی (مورد مطالعه: روستای دهرم از شهرستان سلسله)

نویسندگان

1 گروه جامعه شناسی ،دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 گروه جامعه‌شناسی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، معاونت آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/jrd.2025.393068.668916
چکیده

فقر روستایی در ایران، مانعی کلیدی برای توسعه پایدار است که از نابرابری در مالکیت زمین، خردشدن اراضی و نابرابری جنسیتی ناشی می‌شود.این پژوهش باهدف بررسی تأثیر عوامل ساختاری فقر در روستای دهرم، با استفاده از رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) اجرا شده است. در بخش کمی، جامعه آماری شامل 48 خانوار کشاورز روستا بود که به دلیل کوچک بودن جامعه، همه شماری انجام شد. داده‌های کمی با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته گردآوری و در نرم‌افزار SPSS تحلیل گردید. داده‌های کیفی از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و مشاهدات میدانی گردآوری شد. در بخش کیفی، با نمونه‌گیری نظری 15 نفر (کشاورزان، زنان و معتمدان) انتخاب و اشباع نظری حاصل گردید.تحلیل کمی  یافته‌ها نشان داد که 6/66درصد زمین‌ها در اختیار 4/35 درصد خانوارها قرار دارد، خانوارهای طبقات پایین‌تر با میانگین 84/0 هکتار زمین، درآمدی معادل 43/1 میلیون تومان دارند که زیر خط‌فقر 8/9 میلیون تومان است. خردشدن اراضی ، بهره‌وری را کاهش داده است. یافته‌های کیفی نیز محدودیت زمین (7/46 درصد کدها)، تبعیض جنسیتی (3/33 درصد)، و فشارهای اجتماعی مانند مهاجرت و ناامیدی (20 درصد) را به‌عنوان عوامل ساختاری فقر شناسایی کرد.نابرابری مالکیت زمین، خردشدن اراضی و تبعیض جنسیتی با کاهش تولید، حذف مشارکت و تداوم پیامدهای اجتماعی آن، فقر را تداوم می‌بخشند. .پیشنهادها شامل یکپارچه‌سازی اراضی، ثبت مشترک زمین برای زنان و مردان، و توسعه کشت‌های متنوع است. این مطالعه با ارائه مدلی محلی، راهکارهایی برای کاهش فقر در مناطق روستایی مشابه ارائه می‌دهد.