بر ساخت معنایی طرد مکانی: در کشاکش امید و ناامیدی
نویسندگان
1 گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران. ایران.
2 گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران.
3 گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران.
doi
10.22059/jrd.2025.394631.668919چکیده
طرد مکانی یکی از چالشهای چندبعدی در مناطق شهری و حاشیهای است که در پیوند نیروهای ساختاری، سیاستهای ناکارآمد و کنش فردی بازتولید میشود. این مطالعه به بررسی درک و تجربۀ جوانان ۱۸ تا ۳۵ سال پاکدشت از طرد مکانی و اثرات آن بر مسیرهای زندگی و روابط اجتماعیشان میپردازد.برای این هدف، ۱۶ مصاحبۀ نیمهساختاریافته با جوانان پاکدشت انجام گرفت و دادهها به روش تحلیل مضمون براساس رویکرد براون و کلارک تحلیل شدند. چارچوب مفهومی پژوهش با ترکیب نظریۀ داغننگ گافمن، مفهوم فقر فضایی و سیاستهای محرومساز هاروی و نظریات عاملیت و امید اجتماعی (لوک، برایانت و الارد) تدوین شده است.یافتهها نشان میدهد فقر شهری، تمرکز مهاجران در مناطق حاشیهای، برچسبزنیهای اجتماعی، ضعف زیرساختهای شهری و داغننگ مکان از عوامل اصلی طرد مکانی در پاکدشت هستند. این شرایط به شکلگیری حس انزوا و حاشیهنشینی در جوانان منجر میشود. بااینحال، واکنش آنان یکسان نیست. برخی با بازتعریف هویت و تقویت کنشگری جمعی مقاومت میکنند؛ درحالیکه عدهای تسلیم ساختارهای محدودکننده میشوند یا همچنان به آیندهای بهتر امیدوارند.کاهش طرد مکانی مستلزم سیاستهای جامع است که علاوه بر مقابله با نابرابریهای ساختاری، به تقویت عاملیت جوانان، کاهش داغننگ مکانی و توسعۀ مشارکت اجتماعی آنان کمک کند.