تحولات وقف در روستاهای ایران و سویههای اجتماعی آن (مطالعۀ وقف در نواحی روستایی شهرستان چناران خراسان رضوی)
نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی. دانشکده علوم اجتماعی. دانشگاه تهران. تهران. ایران.
2 گروه توسعۀ اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jrd.2025.388546.668897چکیده
در طول تاریخ، وقف بهعنوان سنتی دینی در اغلب جوامع اسلامی آثار فقر و محرومیت را کاهش داده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تحولات وقف در نواحی روستایی شهرستان چناران و سویههای اجتماعی آن در دوران قبل و بعد از اصلاحات ارضی و پس از انقلاب اسلامی براساس 464 وقفنامۀ مربوطه است.این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و از لحاظ روششناسی با توجه به نوع دادهها از روش تحلیل مضمونی بهره برده است.یافتهها نشان میدهد تغییر و تحولات وقف در «وسعت و تعداد موقوفات»، «نوع رقبات وقفی»، «نیات واقفان»، «جنسیت واقفان» و «طبقۀ اجتماعی» آنان بوده است. بیشتر نیات مربوط به امور دینی و مذهبی با اولویت «احداث مساجد و مراکز دینی»، «عزاداری اهلبیت (ع) و ترویج مراسم دینی و مذهبی»، «نشر و تبلیغ اسلام» و در مرتبۀ بعدی امور عامالمنفعه نظیر «توجه به نیازهای عمرانی روستا»، «امور بهداشتی و درمانی»، «احداث و آبادانی مراکز آموزشی»، «نیازهای ایتام و مستمندان روستا» مورد تأکید قرار گرفته است. در موقوفات پیش از اصلاحات ارضی بر «ماندگاری اموال»، «جلوگیری از غصب اموال» و «عقبیاندیشی» تأکید داشتهاند؛ درحالیکه در وقفنامههای پس از اصلاحات، «ماندگاری اموال» کمتر و بیشتر بر «جلوگیری از غصب اموال» و «محدودسازی تصرف در اموال» تأکید شده است. پس از انقلاب اسلامی، «تأسیس مساجد و مراکز دینی» و «ترویج مناسک دینی» چشمگیر است.نتایج نشان میدهد این دگرگونیها متأثر از تغییرات سیاسی-اجتماعی است. همچنین این پژوهش بر نقش پایدار موقوفات در شکلدهی به توسعۀ روستایی، اعمال مذهبی و رفاه جامعه در شهرستان چناران تأکید میکند.