فقرزدایی نئولیبرال: فقر در حصار و هجوم ترحم
doi
10.22059/jrd.2024.379054.668867چکیده
فقرزدایی نئولیبرال، عقبنشینی دولتها از انجام مسئولیتهای اجتماعی و بیتوجهی به ساختارهای فقرآفرین است. وجه پروبلماتیک مقالۀ حاضر، تکثر و تعدد خیریهها، سمنها و اقدامات فقرزدایانۀ آنها از یک سو و گسترش روزافزون فقر، از سوی دیگر در حوزۀ مورد مطالعه -استانهای ایلام و لرستان- استاین مطاله به روش مردمنگاری انتقادی چندمکانه انجام شده است. یافتههای پژوهش ذیل مضمون فراگیر فقر در حصار و هجوم ترحمها و 12 مضمون اصلی شامل بزرگنمایی، هویتسازی، جایابی در درون فرهنگ، بیسامانی امر خیر، دلزدگی از امر خیر، بیتوجهی به ساختارهای فقرآفرین، تغییر عاملیت، نجابت آستانهای، مصرفگرایی، بازپیکربندی همبستگیها، سرافکندگی و حکمرانی کلیشهها سامان داده شدهاند.بنا بر یافتههای تحقیق، اقدامات فقرزدایانه در حوزۀ مورد مطالعه را میتوان با دو روایت «رمانتیک» مربوط به فعالان امر خیر و روایت «تراژیک» روایت جامعۀ هدف و مطلعان کلیدی تفسیر کرد. سمنها و خیریهها علیرغم نیتهای انساندوستانه، بهدلیل نداشتن پروتکل حرفهای و غفلت از عوامل ساختاری فقرآفرین، قادر به توانمندسازی فقرا نیستند و با ایجاد وضعیت «بیسامانی امر اخیر»، شرایط «دلزدگی از امر خیر» را فراهم میکنند.درنهایت با قراردادن فقرا در یک «چارچوب و جایگاه» با «آستانهایکردن نجابت» و میراندن هویت کوشندۀ آنها به برساختن هویت مصرفگرا کمک میکنند و با کشاندن فقرا به درون حصار و هجمۀ ترحمها، غفلت از ساختارهای فقرآفرین و فراهمکردن زمینۀ تغییر عاملیت و وابستگی، امکان کنشگری از فقرا را سلب میکنند و شرایط ماندن آنها را در تلۀ فقر فراهم میسازند.