بازشناسیِ تأثیر گروه های ذی نفود داخلی بر ناکارآمدی نظام دیوان سالاری ایران در دوره قاجار

نویسندگان

1 استادیار پژوهشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
چکیده

تأثیرگذاری گروه­های ذی نفوذ داخلی بر ساختار و نظام دیوان­سالاری دورۀ قاجار – به ویژه در شرایط فقدان تاریخی قانون در کشور- نه براساس مصالح عمومی و منافع ملی بلکه معمولاً بر وفق منافع گروهی و بر پایۀ سلیقه، و هوی و هوس­های شخصی صورت می­پذیرفت. در این دوره نیز، همانند ادوار پیشین، مناصب دیوانی توسط پادشاه و براساس تشخیص شخصی میان افراد و گروه­های ذی نفوذ در ساختار قدرت – نظیر شاهزادگان، رؤسای ایلات، روحانیان و مقامات ارشد دیوانی- تقسیم می­شد. این گروه­ها با کسب درآمدهای نامشروع از مناصب و موروثی کردن آن­ها و سوءاستفاده­های مستمر از جایگاه و قدرت­شان، آنهم با شیوه­های گوناگون از جمله ارتشاء، ایجاد «شبه­کاست­های» متصلب و گسترش شبکه­های گستردۀ فساد در تشکیلات اداری کشور و هم­چنین نهادینه کردن پدیدۀ «تبارگماری» از مهمترین عوامل بازدارندۀ «تحرک شغلی»، «تحرک اجتماعی» و تحول و در مجموع، ار مواضع ناکارآمدی نظام دیوان سالاری ایران محسوب می­شوند. آمیزه­ای از روحیات و ویژگی­های مخرب و ضد تحول توسعۀ گروههای یاد شده – نظیر «خویشاوندسالاری» (به جای «شایسته­سالاری»)، «ارادت­ورزی» (به جای «قاعده­ورزی») فروش و به مزایده گذاردن مناصب، فساد گسترده و سازمان یافتۀ مالی و اداری، تملق­گویی و «اطاعت محض»، و رقابت­های ناسالم (به صورت درگیری­های توام با خشونت و حذف افراد)، ... در تاروپود نظام اداری کشور مستقر و نهادینه شد.