کاربست نگاشت شناخت فازی شهودی جهت تحلیل سناریوهای سنجش دانش (مورد مطالعه: اعضای هیات علمی رشته‌های مدیریت در دانشگاه‌های دولتی استان یزد)

نویسندگان

1 استادیار گروه مدیریت موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی امام جواد(ع) یزد ایران

2 استادیار دانشکده مدیریت موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی امام جواد(ع) یزد ایران

3 استادیار گروه مدیریت بازرگانی دانشکده اقتصاد مدیریت و حسابداری دانشگاه یزد ایران

doi
10.22034/emes.2021.251557
چکیده

هدف: هر یک از مؤسسات آموزشی باید برای حفظ بقا در بازار رقابتی امروز، به منظور شناسایی و سنجش دانش، تلاش مضاعف نمایند بنابراین ایجاد سازوکاری که بتواند به تحلیل ابعاد سنجش دانش اعضای هیئت علمی و بررسی سناریوهای مرتبط با آن بپردازد از اهداف این پژوهش است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از منظر نوع هدف، روش گردآوری داده و میزان کنترل متغیرها، به ترتیب جزء تحقیقات کاربردی، میدانی و توصیفی می­باشد. برمبنای نوع استدلال نیز پژوهش از نوع تحقیقات کمی- کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه­ی اعضای هیئت علمی فعال در دانشگاه­های دولتی استان یزد در سال 1400 می­باشد که از دانش نظری و یا تجربه عملی لازم در حوزه مدیریت سرمایه انسانی و مدیریت آموزشی برخوردار هستند. از میان اعضای جامعه آماری، با روش نمونه­گیری قضاوتی و تا رسیدن به حد اشباع نظری، 12 نفر به عنوان نمونه برای پاسخ به سوالات پرسشنامه انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه محقق ساخته نگاشت شناخت فازی استفاده شد.یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد در مدل اندازه­گیری دانش اعضای هیئت علمی دانشگاه­های کشور، مهارت­های تخصصی از منظر میزان مرکزیت در رتبه اول اهمیت قرار دارد و پس از آن، توانایی مدیریتی، توانایی علمی کاربردی، توانایی علمی بنیادی و مهارت در برقراری تعامل و ارتباطات به ترتیب در رتبه­های بعدی اهمیت واقع شده­اند.نتیجه‌گیری: با توجه به امتیاز خروجی و ورودی، مهارت­های تخصصی به عنوان تأثیرگذارترین بعد و توانایی مدیریتی به عنوان تأثیرپذیرترین بعد در سنجش دانش اعضای هیئت علمی شناسایی شدند. براساس رتبه مرکزیت هریک از ابعاد اندازه­گیری دانش، به تحلیل و بررسی سناریو پرداخته شد.