شرقشناسی و اکتشاف جغرافیایی در خدمت راهبرد استعماری: بررسی پیوند اکتشافهای علمی با سیاست استعماری روسیۀ تزاری در برابر قفقاز
نویسندگان
1 استادیار تاریخ، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jcep.2019.258293.449771چکیده
تسلط روسیۀ تزاری بر قفقاز در نیمۀ نخست سدۀ نوزدهم، بیشتر از دیدگاه نظامی بررسی شده است. از جنبههای غفلتشدۀ این موضوع، ذهنیت روسها از جنوب قفقاز و شناختی است که آنان از این سرزمین و مردم آن بهدست آوردند؛ شناختی که راه تسلط بر آن را هموار کرد. بهنظر میرسد قفقازی که امروزه میشناسیم خود نتیجۀ چنین شناختی بوده است و درونمایهای شرقشناختی دارد. به بیان دیگر، مفهوم پسااستعماری قفقاز بهمثابۀ یک کل جغرافیایی و فرهنگی با درک تاریخی ایرانیان و ساکنان بومی این سرزمین از آن تفاوت دارد. در نوشتار پیشرو تلاش شده است بر این زاویۀ غفلتشده از موضوع پرتوافکنی و روند تکوین شناخت روسها از جنوب قفقاز و مردم آن و شکلگیری ذهنیت استعماری از این سرزمین بررسی شود. روش نوشتار، توصیفی- تحلیلی بر مبنای تحلیل اطلاعات استخراجشده از منابع دست اول به زبانهای مختلف است و در سه بخش سازماندهی شده است: در بخش نخست زمینه و منابع شناخت اولیۀ روسها از جنوب قفقاز ارزیابی میشود؛ در بخش دوم، اقدامهای اکتشافی روسها در سدۀ هجدهم با هدف دستیابی به شناختی علمی از این حوزه و در بخش سوم، نقش نخبگان بومی در شکلگیری و توسعۀ ذهنیت استعماری روسها از تاریخ، فرهنگ و جغرافیای قفقاز بررسی میشود. نتیجۀ نوشتار نشان میدهد که روسها به موازات اقدامهای نظامی برای تسلط بر قفقاز برنامۀ مشخصی را برای کشف و شناخت این سرزمین و مردم آن پیش بردند. شکلگیری قفقاز بهمثابۀ سازهای مفهومی با درونمایة ژئوپلیتیک از دستاوردهای این برنامۀ اکتشافی بود.