سیاست خارجی عملگرایانۀ ایران در قفقاز جنوبی در فضای پسابرجام
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای، دانشگاه علامۀ طباطبایی
2 استادیار دانشکدۀ اکو، دانشگاه علامۀ طباطبایی
doi
10.22059/jcep.2018.227961.449695چکیده
ایران در 25 سال گذشته نظارهگر رویدادهایی در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی بوده که گاه نقش چندانی در آنها نداشته است. با این همه، بهدلیل وجود رگههایی از عملگرایی در سیاست خارجی ایران در قبال جمهوریهای اتحاد شوروی پیشین، تهران توانسته است تاحدودی نقش و جایگاه تاریخی خود را در این مناطق حفظ کند و از منافع آن بهرهمند شود. پرسشی که پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخی برای آن برآمده، این است که سیاست خارجی عملگرایانۀ ایران در قفقاز جنوبی در فضای پسابرجام، چه تأثیری بر فرصتها و تهدیدهای پیش روی تهران در این منطقه خواهد داشت؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که برچیدهشدن تحریمهای بینالمللی علیه ایران و عادیسازی روابط این کشور با غرب، تغییر موازنۀ قدرت در قفقاز جنوبی را بهنفع این کشور بهدنبال خواهد داشت و چالشی را پیش روی دیگر قدرتهای منطقهای همچون ترکیه، عربستان، روسیه و اسرائیل قرار خواهد داد. با وجود این، تهران برای بهرهمندی از مزایای بازگشت به قفقاز جنوبی در فضای پسابرجام، نیازمند سیاستگذاری راهبردی مبتنی بر رویکردهای عملگرایانه است. از اینرو، میتوان نتیجه گرفت که کارآمدترین راه افزایش قدرت و حضور جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان، بهکارگرفتن سیاست خارجی عملگرا با ویژگیهایی همچون خودداری از تقابلگرایی بینتیجه، ایدئولوژیزدایی از سیاست خارجی، انعطافپذیری تاکتیکی و ترجیح منافع عینی بر منافع ذهنی در فرایند سیاستگذاری خارجی است.