امنیت هستی‌شناسانه: ابزاری برای مداخلۀ ژئوپلیتیک غرب در خزر (با تأکید بر مسئلۀ انرژی)

نویسندگان

1 دانشیار روابط بین‌الملل گروه علوم سیاسی، دانشگاه مازندران

2 دکتری روابط بین‌الملل، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jcep.2018.113444.449554
چکیده

دریای خزر که روزی منطقه‌ای خفته در عرصۀ جغرافیای سیاسی و محل بازی بزرگ بود؛ پس از فروپاشی اتحاد شوروی بازی بزرگ جدیدی در آن رخ نمایانده است و به قدری اهمیت یافته که در دستور کار قدرت‌های بزرگ قرار گرفته و کانون توجه در سیاست بین‌الملل است. در واقع منطقۀ‌ ژئوپلیتیک دریای خزر بعد از فروپاشی اتحاد شوروی به‌صورت منطقه‌ای فعال و دارای کارکرد خاص ظهور کرده است. به‌گونه‌ای که سیاست‌ها و تلاش‌های قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‌ای برای تأمین منافع و تقویت موقعیت ژئواستراتژیک خود، راه را برای انتقال ایمن نفت‌وگاز از منابع دریای خزر هموار ساخته است. در این میان، وضعیت جغرافیایی منطقه، شرایط اقتصادی و سیاسی کشورهای حوزۀ دریای خزر، نوع ارتباط بین دولت‌های منطقه با قدرت‌های فرامنطقه‌ای، وجود کانون‌های بالقوۀ بحران در منطقه و همچنین روند تحولات امنیتی و سیاسی جهان از عامل‌های مؤثر بر تولید و عرضۀ نفت‌وگاز منطقۀ خزر به بازارهای مصرف هستند. مؤلفه‌هایی که سبب به‌کارگرفتن راهبرد‌های جدید از سوی بازیگران فرامنطقه‌ای برای رویارویی با روسیه و جمهوری اسلامی ایران در منطقه شده‌اند و منطقۀ خزر را به مرکز درگیری بین‌المللی و به‌عنوان یکی از مناطق پرالتهاب تبدیل کرده‌اند. فرضیۀ نوشتار آن است که امنیت‌ هستی‌شناسانه در خزر به بهانه‌‌ای برای نفوذ راهبردی غرب از راه مداخله برای تأمین امنیت انرژی تبدیل شده است. از این‌رو، این پژوهش با روش توصیفی-‌تحلیلی و با استناد به آمار و اسناد این فرضیه را مورد آزمون قرار می­دهد.