مطالعۀ شاخص‌های ‌توسعه‌ای کشورهای ساحلی خزر در فرایند همگرایی منطقه‌ای

نویسندگان

1 استادیار اقتصاد بین‌الملل، مؤسسۀ مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی

2 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشکدۀ مطالعات جهان دانشگاه تهران

3 استادیار اقتصاد بین‌الملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا

doi
10.22059/jcep.2018.222586.449686
چکیده

مؤلفه‌ها ‌و پیش‌زمینه‌های منطقه‌گر‌ایی در دنیا متنوع است؛ اما همه از عوامل ‌و شرایط مشابهی برخوردارند که از آن‌ها به این مؤلفه‌ها می‌توان اشاره کرد: جغرافیا، اندازۀ اقتصاد، اشتراک‌های فرهنگی، به‌ویژه ارادۀ سیاسی. استفاده از ظرفیت‌های موجود و توسعۀ روابط، همکاری‌ها و روابط همه‌جانبه با کشورهای ساحلی خزر سرلوحۀ روابط منطقه‌ای ایران بوده است، به‌گونه‌ای که در تصمیم‌سازی‌های سیاستی، توسعۀ روابط و مناسبات با این کشورها اهمیت فراوانی یافته است. این مهم با برنامه‌ریزی و برخورداری از مؤلفه‌های اقتصاد کلان بین‌الملل، مناسب کشورهای حوزۀ خزر نمود شایان توجهی پیدا است. در نوشتار حاضر تلاش شده است تا به روش توصیفی‌تحلیلی و تطبیقی‌کتابخانه‌ای در قالب نظریه‌های همگرایی ‌و منطقه‌گرایی، ابعاد اثرگذاری مؤلفه‌های اقتصاد کلان بین‌المللی این کشورها بر توسعۀ همکاری‌های منطقه‌ای در فرایند تکاملی منطقه‌‌گرایی بیان شود. در واقع نظر به اهمیت فراوان توسعۀ روابط و همکاری‌های منطقه‌ای برای ایران به‌دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش هستیم که مؤلفه‌های اقتصاد کلان بین‌الملل چگونه می‌تواند در فرایند تکاملی منطقه‌گرایی و همگرایی ایران با این کشورها اثرگذار باشد؟ پاسخ به این پرسش، آن است که استفاده از ظرفیت‌های اقتصاد کلان بین‌المللی گامی بنیادین در توسعۀ روابط ‌و گسترش همکاری‌ها و روابط درون‌منطقه‌ای ‌و بین‌منطقه‌ای ایران و این کشورها بوده است و در صورت جدیت و ارادۀ دو طرف در فراهم‌کردن زیرساخت‌های همه‌جانبه‌ و ظرفیت‌های نهادی ‌‌و در پی آن افزایش جریان مبادلات تجاری دوجانبه و منطقه‌ای، می‌توان آن را نقطه‌عطفی در فرایند تکاملی همگرایی منطقه‌ای ایران با این کشورها دانست.