سیاست خارجی ترکیه در اوراسیای مرکزی؛ رویکرد دیپلماسی انرژی در ابعاد منطقهای (2014-2002)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبایی
3 استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22059/jcep.2018.210941.449656چکیده
از مهمترین تحولات سیاست خارجی ترکیه در یک دهۀ گذشته بهویژه با رویکارآمدن حزب عدالت و توسعه، توجه به مناطق پیرامونی از جمله منطقۀ اوراسیا در چارچوب اصل «بهصفررساندن اختلاف با همسایگان» و «بیشینۀ همکاری» است که در آیین سیاست خارجی این کشور بر آن تأکید شده است. تحول در سیاست خارجی ترکیه نسبت به منطقۀ اوراسیای مرکزی در شرایطی است که پیش از رویکارآمدن حزب عدالت و توسعه در آمریکا، مقامهای آنکارا تنها بر اساس مناسبات فرهنگی و زبانی، سیاست خارجی خود را نسبت به این منطقه تعیین میکردند. در این زمان ارزشهای عرفیگرایی و پانترکگرایی پایۀ سیاست خارجی ترکیه را تشکیل میداد؛ اما با رویکارآمدن حزب عدالت و توسعه و اولویتیافتن توسعۀ اقتصادی در سیاست خارجی ترکیه، جذابیت اقتصادی منطقۀ اوراسیا تا حدود زیادی اولویتهای فرهنگی این کشور را در منطقه در تأثیر قرار داد. در همین زمینه، سیاست خارجی رقابتمحور ترکیه (رقابت ایدئولوژیک با کشورهای منطقه از جمله روسیه، گرجستان، ارمنستان) جای خود را به سیاست همکاری با آنها داده است. این نوشتار با استفاده از روش توصیفیتحلیلی بهدنبال پاسخگویی به این پرسش است که مهمترین عامل در شکلدهی به سیاست خارجی ترکیه نسبت به منطقۀ اوراسیا چه بوده است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که با توجه به رشد اقتصادی ترکیه در یک دهۀ اخیر و نیاز روزافزون به واردات انرژی از یکسو و نیز موقعیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک مناسب این کشور بهمنظور تبدیلشدن به هاب انرژی دنیا از سوی دیگر، میتوان ادعا کرد که مسئلۀ انرژی مهمترین عامل تأثیرگذار بر شکلدهی سیاست خارجی ترکیه نسبت به منطقۀ اوراسیا در سالهای اخیر بوده است.