بررسی رابطۀ بین شاخص‌های اقتصادی و گرایش به‌ اسلام افراطی در آسیای مرکزی (مورد مطالعه: داعش)

نویسندگان

1 دکتری علوم سیاسی، گرایش مطالعات منطقه‌ای آسیای مرکزی و روسیه،

2 استادیار علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور

3 دکتری جامعه‌‌شناسی، دانشگاه علوم آکادمی تاجیکستان

doi
10.22059/jcep.2018.221760.449680
چکیده

این نوشتار به‌دنبال بررسی رابطۀ بین شاخص‌های اقتصادی پنج کشور هم‌سود قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان و قرقیزستان و تاجیکستان و نقش آن‌ها در گرایش به‌سمت اسلام افراطی در آسیای مرکزی است. از این منظر پس از ارائۀ رویکردهای نظری برای تبیین موضوع با استفاده از روش کمی و از نوع تحلیل ثانویه با رجوع به آمار و ارقام شاخص‌های توسعۀ اقتصادی منتشرشده در سایت مؤسسۀ مطالعات بین‌الملل فنلاند (2015) آن را بررسی می‌کنیم. پرسش اساسی نوشتار حاضر آن است که آیا بین شاخص‌های اقتصادی و گرایش به اسلام افراطی در آسیای مرکزی رابطه‌ای وجود دارد؟ فرضیۀ اول: «بین شاخص‌های توسعۀ اقتصادی کشورهای هم‌سود که داعش از میان آن‌ها عضوگیری کرده است؛ تفاوت معناداری وجود دارد». فرضیۀ دوم: «بین شاخص‌های توسعۀ اقتصادی کشورهای هم‌سود مورد بررسی و گرایش به گروه داعش رابطۀ معناداری وجود دارد». یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد: 1. میان شاخص‌های اقتصادی همچون نرخ بیکاری، درصد جمعیت زیر خط فقر، شاخص انجام فعالیت‌های تجاری، سرانۀ تولید ناخالص داخلی و امتیاز آزادی اقتصادی تفاوت معناداری در پنج کشور مورد بررسی وجود دارد؛ 2. میان شاخص‌های اقتصادی مانند نرخ بیکاری، شاخص انجام فعالیت‌های تجاری، سرانۀ تولید ناخالص داخلی و امتیاز آزادی اقتصادی و گرایش به گروه داعش در پنج کشور مورد بررسی رابطه و همبستگی معناداری وجود دارد. در این میان، شاخص امتیاز آزادی اقتصادی و سرانۀ تولید ناخالص داخلی به ترتیب با میزان همبستگی 31/0- و 13/0- بیش از سایر شاخص‌های اقتصادی، همبستگی معناداری را در گرایش شهروندان به گروه داعش نشان می‌دهند. سرانجام عامل توسعۀ اقتصادی (شاخص کل) با میزان 57/0- بیانگر همبستگی به‌نسبت قوی این عامل با گرایش شهروندان به گروه داعش است.