الگوهای دوستی و دشمنی و بحرانها در قفقاز جنوبی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روابط بینالملل، دانشگاه یزد
2 استادیار علوم سیاسی، دانشگاه یزد
doi
10.22059/jcep.2018.225771.449692چکیده
منطقۀ قفقاز جنوبی پس از جنگ سرد کانون منازعات، درگیریها و بحرانهای متعدد بوده است؛ از آن جمله میتوان به بحرانهای قرهباغ، اوستیای جنوبی و آبخازیا اشاره کرد. این نمونهها نشانگر وجود بحران و ناامنی در این منطقه است. وجود شبکهای از بازیگران هویتی در قفقاز جنوبی که بدون توجه به وابستگیهای هویتی در سه کشور این منطقه، جمهوری آذربایجان، گرجستان و ارمنستان پراکنده شدهاند و هریک میان خود الگوهایی متفاوت از دوستی تا دشمنی دارند از عاملهای اصلی بروز تنش و بحران در قفقاز جنوبی است. این نوشتار بر این اساس بهدنبال پاسخگویی به این پرسش است که الگوهای دوستی و دشمنی در منطقۀ قفقاز جنوبی چگونه است؟ و این الگوها چه تأثیری در بحرانها و تداوم آنها در این منطقه داشته است؟ برای پاسخ به این پرسش این فرضیه را مطرح میکنیم که در میان هویتهای متکثر موجود در قفقاز جنوبی با توجه به پیشینۀ تاریخی، الگوهایی متفاوت از دوستی تا دشمنی میان آنان شکل گرفته است و وجود این الگوها سبب بروز بحرانها و تداوم آنها در منطقه شده است. برای بررسی این فرضیهها با تکیه بر نظریۀ هویت اجتماعی الکساندر ونت با روش «توصیفی- تحلیلی» از دادهها و اطلاعات کتابخانهای، سایتها، مقالهها و منابع اینترنتی، استفاده شده است.