اولویت بندی نیازهای زنان در فضاهای عمومی شهری
نویسندگان
1 گروه مطالعات زنان، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی ، تهران، ایران
2 گروه برنامهریزی شهری، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22059/jrd.2024.374635.668850چکیده
در این مقاله با تأکید بر اهمیت فضاهای عمومی شهری برای زنان، مهمترین اولویتها و نیازهای زنان در فضاهای عمومی شهری شناسایی و اولویتبندی میشود. سپس فضاهای عمومی شهری و فضاهای عمومی جنسیتیشده از حیث اینکه آیا انعکاسی از نیازهای زنان هستند یا خیر، با هم مقایسه میشود. رویکرد روششناسی در این مقاله ترکیبی است. در فاز اول بهمنظور شناسایی نیازهای زنان از فضاهای عمومی شهری و شاخصهای مهم و قابلتوجه از رویکرد کیفی، مرور سیستماتیک 21 مقاله و سپس فراترکیب یافتههای آنها با بهکارگیری کدگذاری پایه استفاده شد. در فاز دوم، پس از کدگذاری پایۀ یافتههای مقالات، مهمترین مقولهها استخراج شدند. با محوریت برخی از شاخصها، پرسشنامهای طراحی و به دو گروه از زنان (30 نفر) در دو فضای عمومی شهری با کارکرد مشابه (یک فرهنگسرا و یک شهربانو) ارائه شد و براساس نظرات پاسخگویان، نیازهای زنان با کاربرد تحلیل سلسلهمراتبی AHP اولویتبندی شدند. مهمترین نیازهای زنان در فضاهای عمومی را میتوان در سه مقولۀ اصلی اجتماعی (ناامنی زنان، نبود قوانین مناسب، نابرابری جنسیتی نهادینهشده، نیازهای زنانۀ مغفولمانده در طراحی شهری)، بعد کالبدی (زیرساختهای فیزیکی ناکارآمد، زیرساختهای شهری جرمزا و تفاوتهای جنسیتی در ادراک از فضا) و بعد روانشناختی (طراحی شهری و بازتعریف هویتی، طراحی شهری و ترغیب حس زندگی، و ناامیدی زنان از برنامهریزی شهری) تعریف کرد. سپس با افزودن بعد اقتصادی و شاخصهایی مانند هزینه، کیفیت و تنوع خدمات، پرسشنامهای تهیه شد و توسط زنان کاربر در دو فضای عمومی شهری رتبهبندی شد. سه اولویت مهم نیازهای زنان در دو فضای عمومی شهری به شاخصهای امنیت و آرامش زنان در مجموعه (رتبۀ 1)، هزینۀ خدمات (رتبۀ 2) و روشنایی و نحوۀ مواجهه و رفتار کارکنان در مجموعه (رتبۀ 3) مربوط است و سه شاخص که کمترین اهمیت را برای زنان پاسخگو داشتند، نبود احساس معذببودن بهواسطۀ حضور مردان (رتبۀ 12)، وجود فضای خاص برای زنان بدون حضور مردان (رتبۀ 11)، وجود فضایی برای تعامل با دوستان و وجود فضایی برای نگهداری از فرزندان (رتبۀ 10) هستند. رتبۀ اول برای شاخص امنیت و آرامش را نمیتوان منطقی برای ایجاد فضاهای جنسیتی و مختص زنان دانست. آرامش و امنیت زنان میتواند معنای فیزیکی و زیرساختی داشته باشد؛ برای مثال روشنبودن فضا و القای حس امنیت که در مقالۀ حاضر نیز در اولویتبندی شاخصها رتبۀ 3 را به خود اختصاص داده است.