راهبرد سیاسی- نظامی ایالات متحدۀ آمریکا در آسیای مرکزی پس از 11 سپتامبر؛ هدفها و چالشها
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jcep.2018.132606.449602چکیده
مقالۀ پیش رو بهدنبال پاسخدادن به این پرسش است که سیاست و راهبرد کلان و هدفهای آمریکا از حضور نظامی در منطقۀ آسیای مرکزی پس از 11 سپتامبر چیست و این راهبرد و هدفها در منطقه با چه موانع و چالشهایی روبهرو است؟ در پاسخ میتوان گفت که منطقۀ آسیای مرکزی برای آمریکا اهمیت بالای ژئوپلیتیکی دارد؛ به این شکل که استقرار آمریکا در آسیای مرکزی میتواند ضمن مبارزه مستقیم با تروریسم و استفاده از منابع انرژی منطقه، از یکسو به گسترش نفوذ این کشور و از سوی دیگر به کنترل و مقابله با نفوذ رقبای سنتیاش همچون روسیه و چین منجر شود. البته میزان موفقیت این راهبردها و هدفها به چگونگی مواجهۀ آمریکا با چالشهایی همچون وضعیت جغرافیایی منطقه، افراطیگری اسلامی و تروریسم و رقبای منطقهای همچون روسیه و چین بستگی دارد. راهبرد اصلی و همیشگی آمریکا حضور در مناطق راهبردی جهان و جلوگیری از سلطۀ قدرتهای رقیب این کشور چون روسیه و چین بوده است. در ارتباط با منطقۀ آسیای مرکزی حضور آمریکا در دورۀ بوش و اوباما بررسی شده است. راهبرد کلان هر دو رئیس جمهور در راستای همان هدف همیشگی ایالات متحده یعنی حضور در مناطق با اهمیت بوده است؛ اما تاکتیکها با توجه به مقتضیات زمانی تفاوت داشته است. در دورۀ بوش و بعد از رخداد یازده سپتامبر بهعلت وجود تهدیدهای مستقیم علیه آمریکا، ابزار و تاکتیک از نوع سخت و حضور نظامی بوده است؛ اما در دورۀ اوباما بهدلیل برطرفشدن نسبی تهدیدها، تاکتیکها به حضور نرم و استفاده از قدرت هوشمند تغییر یافتهاند.