اثرات پیوندهای روستاشهری بر شاخص‌های توسعۀ اجتماعی: مقایسۀ ایران و چین

نویسندگان

1 گروه توسعۀ اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 گروه توسعۀ اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jrd.2024.370415.668836
چکیده

بسط و تراکم روزافزون شهرها و مهاجرت گستردۀ روستاییان، تأمل بر الگوی توسعۀ پایدار و هم‌افزایی روستایی-شهری را ضروری کرده است. فضاهای شهری و روستایی از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی به‌طور ناگسستنی به‌ هم مرتبط هستند. فرض جدایی شهر و روستا، موجب غفلت از مزایای متقابل پویایی جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و محیطی آن‌ها می‌شود. در پارادایم نوین توسعه، تأکید بر آن است که باید از دوگانگی سنتی و قدیمی شهر و روستا فاصله گرفت. پایداری نواحی شهری و روستایی و همچنین توسعۀ پایدار و متوازن جز از طریق کاهش نابرابری و شکاف توسعه‌ای میان شهر و روستا و توسعۀ هم‌زمان آن‌ها میسر نخواهد بود.این مقاله به روش تحلیل تطبیقی-تاریخی و تحلیل داده‌ها و آمارهای کلان ملی و بین‌المللی، اهمیت پیوند و پیوستگی شهر و روستا در ایران و چین را در دوره‌های تاریخی مقایسه و بررسی می‌کند.یافته‌ها نشان می‌دهد چین با برنامه‌ای متمایز و از پیش تعیین‌شده، راهبرد پیوند مناطق مکمل و هم‌افزای کشور، خاصه اتصال مناطق توسعه‌یافته با مناطق کم‌برخوردار را به‌عنوان بهترین راهکار کاهش فقر و توسعۀ منطقه‌ای در پیش گرفته و در کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای موفق‌ بوده است. ایران بیشتر برنامه‌های بخشی‌ و مجزای توسعۀ روستا و شهر را پیش برده است.بطور کلی هر دو کشور با تجربۀ شهرنشینی مستمر و پیوستگی روزافرون میان مناطق روستایی و شهری، به بهبود شاخص‌های توسعۀ اجتماعی و رفاهی خود کمک کرده‌اند. بی شک در این فرایند، چین الگوی مناسبی در  امر غلبه بر فقر مناطق شهری و روستایی، برای ایران است.