سیاست کربنزدایی جهانی و جایگاه ایران در نظم نوین تجاری؛ بازتولید نابرابری در تجارت بینالملل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل، دانشگاه تهران، پردیس البرز، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه حقوق عمومی ،دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 استاد گروه حقوق بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
سیاست کربنزدایی جهانی در سالهای اخیر از یک پروژه زیستمحیطی به یک قاعده تنظیمگر در تجارت بینالملل تبدیل شده است؛ قاعدهای که از طریق ابزارهایی مانند سازوکار تعدیل مرزی کربن، استانداردهای تولید و پیوند با نظامهای قیمت گذاری کربن، بهطور مستقیم بر رقابت، دسترسی به بازار و زنجیرههای ارزش اثر میگذارد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که این تحول نهادی چگونه به بازتولید نابرابری در تجارت بینالملل میانجامد و جایگاه ایران در نظم نوین تجاری کربنزدا چگونه صورتبندی میشود. فرضیه تحقیق بر این مبنا استوار است که کربنزدایی، بهدلیل نامتقارن بودن ظرفیتهای نهادی، فناورانه و دادهای کشورها، نهتنها شکافهای موجود را کاهش نمیدهد، بلکه میتواند آنها را تشدید کند و ایران را در موقعیتی حاشیهای قرار دهد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل اسنادی، تحلیل حقوقی–نهادی قواعد تجارت و اقلیم، و استفاده از دادههای ثانویه معتبر بینالمللی است. یافتهها نشان میدهد که ترکیب ساختار انرژیمحور اقتصاد ایران، فقدان تعهد الزامآور اقلیمی و محدودیتهای نهادی، ظرفیت تطبیق ایران با قواعد تجارت سبز را کاهش داده و سناریوهای آینده را بیش از آنکه تابع انتخابهای داوطلبانه باشند، به محدودیتهای ساختاری وابسته کرده است.