سیاست خاورمیانه ای روسیه از 2015-2011 (با تأکید بر کشورهای عربی)
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز
doi
10.22059/jcep.2018.204648.449644چکیده
تحولات منطقۀ خاورمیانه و شمال آفریقا از سال 2011 (وقوع انقلابهای عربی) تا سال 2015 (اوج بحران در سوریه) فصل جدیدی از سیاست خاورمیانهای بازیگران فرامنطقهای از جمله روسیه را رقم زد. پیوندهای دیرینۀ مسکو با منطقه و تمایل آن به ایفای نقش بیشتر در معادلات بینالمللی سبب شد تا سیاست جدیدی در راستای تحقق منافع کرملین بهکار گرفته شود. حضور غیرفعال در تونس و مصر به همراهی روسیه با غرب در صحنۀ لیبی منجر شد که هرچند غافلگیری مسکو را بهدنبال داشت؛ اما ادامۀ این روندها بهسمت خاورمیانه، موجب نگرانی این کشور از جهتگیریهای آتی و تسری آن به محیط امنیتی روسیه در جمهوریهای اتحاد شوروی شد. این مسئله زمینۀ ایفای نقش هرچه فعالتر مسکو در منطقه را ایجاد کرد. در حالیکه پیش از وقوع انقلابهای عربی، کارگزاران روس با حفظ فاصلۀ مناسب بر تأمین و حفظ منافع خویش در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا تلاش میکردند و علاقهای برای مداخله در امور بازیگران منطقه از خود بروز نمیدادند. در این نوشتار تلاش بر این است تا با بهرهگیری از روش توصیفی – تحلیلی و بر مبنای نظریۀ «واقعگرایی تهاجمی» به تبیین اهمیت حضور روسیه در صحنۀ خاورمیانه بهویژه پس از خیزشهای مردمی پرداخته شود. شایان توجه اینکه در این راستا یافتهها حاکی از آن است که سیاست روسیه بر مبنای جلوگیری از تسری خیزشها به منطقۀ اوراسیا و نیز ایفای نقش بیشتر در معادلات بینالمللی بهدنبال خلأ ناشی از حضور ایالات متحده در منطقه است.