مقایسه روش های تعیین ساختار عاملی آزمون براساس داده های تجربی: مورد آزمون سراسری ورود به دانشگاه 1395
نویسندگان
1 استادیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22034/emes.2021.247577چکیده
هدف: هدف این پژوهش مقایسه روشهای تعیین تعداد ابعاد براساس دادههای آزمونهای سراسری و تعیین تعداد ابعاد موجود در این دادههاست.روش پژوهش: پس از بررسی پیشینه نظری و تجربی، از دادههای آزمونهای ریاضی (گروه ریاضی)؛ شیمی (گروه تجربی)؛ و فلسفه-منطق (گروه انسانی) سال 1395 برای تحلیل استفاده شد.یافتهها: تحلیل دادهها با یازده روش تحلیل ابعاد، 34 شاخص مبتنی بر این روشها و نیز روشهای نموداری تحلیل خوشه سلسله مراتبی، تحلیل شبکه اکتشافی و نقشه حرارتی نشان داد که روشهای مختلف بسته به ماهیت، عامل یا عوامل کلی، اختصاصی و یا خوشههای سوال موجود در آزمونها را منعکس میکنند. نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد تکبعدی بودن ضروری (essential unidimensionality) در اکثر موارد به معنی دقیق آن برقرار نیست و دستکم در آزمونهای تخصصی سراسری سال 1395 ساختار از نوع عامل دوگانه (bifactor) است. با این تفاوت که ساختار دوگانه حاصل با مشخصات مدل دوگانه موجود در پیشینه همخوانی ندارد. یعنی هر سوال علاوه بر عامل کلی با بیش از یک عامل اختصاصی ارتباط دارد که به ساختار پیچیده یا نسبتا پیچیده منجر میشود.نتیجهگیری: براساس نتایج تحلیل عاملی کل دادهها و تحلیل عاملی غیرخطی افزایش تدریجی مجانب پایین باعث کاهش تعداد ابعاد میشود. پیشنهاد میشود برای تعیین ابعاد آزمونهای سراسری از ترکیب چند روش استفاده شود. به علاوه به هنگام تحلیل میزان اشباع عامل کلی، که در میزان همبستگی بین سوالها منعکس میشود، لحاظکردن مجانب پایین، نوع برخورد با پاسخهای سفید و مقایسه نتایج حاصل از کل دادهها با دادههای کامل (دادههای بدون پاسخ سفید) میتواند در این خصوص مفید باشد. به علاوه میزان برازش عاملهای حاصل از روشهای مختلف اکتشافی به دادهها با استفاده از روشهای تاییدی نیز بررسی شده و در نهایت به تفسیرپذیری مدل حاصل نیز توجه گردد.