عوامل اجتماعی اثرگذار بر شناخت افراد از علل فقر در شهر اصفهان (ارائه مدلی برای سنجش پنداشت از فقر در ایران)

نویسندگان

1 گروه جامعه‌شناسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22059/jrd.2023.363267.668808
چکیده

مسئله فقر در دهه‌های گذشته، گفتمان غالب در ایران بوده است؛ سیاستمداران اغلب علت و ریشه فقر را بیرونی می‌دانند و نقش عوامل داخلی را در گسترش آن کم‌اهمیت می‌دانند. آگاهی از نظرات و دیدگاه‌های مردم دربارة فقر می‌تواند شناخت بهتری از موضوع و ارزش‌های پذیرفته شده آنان در جهت نیل به کاهش فقر به برنامه‌ریزان اجتماعی ارائه کند. بنابراین هدف اصلی پژوهش شناخت علل فقر (جبرگرایانه، فردگرایانه، ساختارگرایانه) بر اساس مقوله‌های جامعه‌شناختی و اقتصادی است.پژوهش به شیوه کمّی و با تکنیک پیمایش انجام شده است. جامعه آماری شهر اصفهان است. با ابزار پرسشنامه محقق‌ساخته اطلاعات لازم از نمونه آماری (397 نفر) گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از آمار‌های توصیفی و استنباطی، با نرم‌افزارهای spss و مدل معادله ساختاری pls استفاده شده است.متغیرهای زمینه‌ای و ابعاد فقر عینی و ذهنی مجموعاً توانسته‌اند 97/0 از تغییرات درک از فقر در ابعاد سه‌گانه فردگرایانه، ساخت‌گرایانه و جبرگرایانه را تبیین کنند. هرچه وضعیت مالی خانوارها بهتر باشد، تبیین فقر بر مبانی معرف‌های فردگرایانه بیشتر است.آگاهی از افکار عمومی به ما این امکان را می‌دهد که تصویر افراد به حاشیه رانده شده اجتماعی را در جامعه خود شناسایی کنیم و اینکه چه نوع معیارهایی از سیاست اجتماعی که عموم مردم آن را مشروع می‌دانند، شناسایی شود. ارایه راهکارها برای کاهش فقر، بسته به اینکه افراد خود را جزء فقرای عینی یا ذهنی یا غیرفقیر بدانند، متفاوت است.