کاربرد مدلهای تشخیصی شناختی (CDM) در مطالعه کارکرد افتراقی سؤالهای ریاضیات پایه هشتم تیمز 2007 در بین دختران و پسران
نویسندگان
1 دانشیار گروه سنجش و اندازه گیری (روانسنجی)، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه سنجش و اندازه گیری (روانسنجی)، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری سنجش و اندازه گیری دانشگاه تهران
doi
10.22034/emes.2021.244398چکیده
بررسی سوگیری و کارکرد افتراقی سؤالات آزمونهای مهمی چون ریاضیات در بین گروههای مختلف مورد توجه محقق زیادی در تعلیم و تربیت بوده است؛ اما اغلب آنها ریاضیات را بهعنوان یک سازه کلی مورد بررسی قرار دادهاند. در این پژوهش تلاش شد از قابلیتهای مدلهای تشخیصی شناختی (CDMs) بهمنظور بررسی دقیق و جزئیتر کارکرد افتراقی سؤالات در آزمون ریاضیات پایه هشتم (سوم راهنمایی) تیمز 2007 و همچنین در بررسی تأثیر سؤالهای دارای کارکرد افتراقی بر عملکرد دانشآموزان مورد استفاده قرار گیرد. جامعه آماری پژوهش همان جامعه آماری پایه هشتم در آزمون ریاضی تیمز 2007 است که در سال تحصیلی 1385-1386 به اجرا درآمد. در سال تحصیلی موردنظر تعداد 1475368 دانشآموز سوم راهنمایی در 29956 کلاس، مشغول به تحصیل بودند است. نمونه پژوهش حاضر بخشی از دانشآموزان ایرانی سال سوم راهنمایی شرکتکننده در تیمز 2007 است که به دفترچههای شماره 1، 2، 3 و 14 آزمون تیمز 2007 پاسخ دادهاند که تعداد آنها برابر با 1137 است. برای تحلیل دادهها و پاسخگویی به سؤالهای پژوهش از مدل غیر جبرانی DINA که دارای دو پارامتر حدس و لغزش است، استفاده شد. ابتدا ماتریس Q با استفاده از صفات مورد نیاز سوال ها تشکیل شد. برازش داده با مدل و برآورد پارامترها برای دو گروه دختر و پسر انجام شد سپس با استفاده از آزمون والد کارکرد افتراقی سوالات مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که از 44 سؤال مورد مطالعه، 26 سؤال لنگر و 18 سؤال (40%) سؤال دارای DIF است؛ که در آن از 18 سؤال دارای DIF، 12 سؤال دارای DIF یکنواخت و 6 سؤال غیریکنواخت است. از 18 سؤال داری DIF، 7 سؤال به نفع دانش آموزان دختر و 10 سؤال به نفع دانشآموزان پسر که در صفات موردنیاز برای پاسخگوی صحیح به این سؤالات به تسلط رسیدهاند داری کارکرد افتراقی است. در این بین 1 سؤال به نفع هیچ یک از دانش آموزانی که در صفات موردنیاز به تسلط رسیدهاند دارای کارکرد افتراقی نیست این سوال تنها به نفع دانش آموزانی که درصفات به تسلط نرسیدند دارای کارکرد افتراقی است؛ و همینطور از 18 سؤال داری DIF، 9 سؤال به نفع دانش آموزان دختر و 7 سؤال به نفع دانشآموزان پسر که در صفات موردنیاز به تسلط نرسیدهاند دارای کارکرد افتراقی است و 2 سؤال به نفع هیچ یک از دانش آموزان که در صفات موردنیاز به تسلط نرسیدهاند کارکرد افتراقی نیست و تنها به نفع دانش آموزانی که درصفات مورد نیاز به تسلط رسیدن دارای کارکرد افتراقی است. میتوان نتیجه گرفت که آزمون والد در چارچوب مدلهای (CDM) قادر است علاوه بر آزمون کارکرد افتراقی یکنواخت و غیریکنواخت در شناسایی کارکرد افتراقی در افرادی مسلط و غیر مسلط در صفات بهکارگیری شود. آنچه از این نتایج و نتایج پژوهشهای در این زمینه بر میآید قالب سؤال میتواند تفاوتهای جنسیتی را کاهش یا افزایش دهد، لذا پرورشدهندگان آزمونها باید تلاش کنند تا سؤالها را بهگونهای طراحی نمایند که تفاوتهای جنسیتی را به حداقل برساند. با شناسی عوامل تأثیرگذار بر تفاوتهای جنسیتی، مربیان، معلمان سیاست گزاران تعلیم و تربیت کشور خواهند توانست برنامههای درسی جدید و خلاقانه طراحی و تدوین نمایند و یا برنامههای موجود را بهبود بخشید تا نظام و محیط آموزشی کشورمان بالنده و غنی گردد.