بررسی جامعه‌شناختی عدم موفقیت شرکت‌های سهامی زراعی در دوران بعد از اصلاحات ارضی (مورد مطالعه: شرکت سهامی زراعی رودپیش فومن)

نویسندگان

1 گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

3 گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

4 گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22059/jrd.2023.360050.668796
چکیده

اصلاحات ارضی را می‌توان مهم‌ترین اتفاق در جامعۀ روستایی ایران در یکصد سال اخیر دانست که صاحب‌نظران دربارۀ آن از منظرهای مختلف به بحث و تبادل‌نظر پرداخته‌اند. تشکیل واحدهای بهره‌برداری جمعی مانند شرکت‌های سهامی زراعی، از سیاست‌های متمم اجرای اصلاحات ارضی بود که چندان توفیق نیافت.پژوهش حاضر به شیوۀ کیفی به فرایند فروپاشی نظام بهره‌برداری شرکت‌های سهامی زراعی می‌پردازد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های باز و نیمه‌ساخت‌یافته از 15 نفر از اعضا، سهامداران و دست‌اندرکاران شرکت سهامی زراعی رودپیش فومن گردآوری و داده‌ها با روش تحلیل مضمون، توصیف و تحلیل شد.مسائل اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی-معیشتی و حقوقی-قانونی با مضامینی مانند ناآگاهی، مشارکت غیرداوطلبانه، منفعت نامعلوم و مالکیت، پیش از آغاز فعالیت شرکت و مسائل اجتماعی-فرهنگی، فنی- تکنیکی، حقوقی-قانونی و سازمانی-تشکیلاتی با مضامینی مانند عدم پذیرش اجتماعی، انعطاف‌ناپذیری مدیران، احساس بی‌قدرتی سهامداران، شکست روش‌های نوین، تغییر چندبارۀ قراردادها، احساس سلب مالکیت، دست‌اندرکاران غیرمتخصص و نبود تشکیلات اداری و نظام جزا و پاداش کارآمد در زمان فعالیت آن، از مؤلفه‌های مؤثر در سرانجام شرکت بوده‌اند.این پژوهش نشان می‌دهد درنظرنگرفتن شرایط فرهنگی و تجربۀ زیستۀ مردم بومی، عدم احترام به مالکیت و نبود برنامه‌ریزی برای کسب اعتماد اجتماعی -که لازمۀ سرمایۀ اجتماعی مورد نیاز برای موفقیت هر طرح توسعۀ محلی است- ایجاد یک نظام بهره‌برداری جدید را به شکست خواهد کشاند.