مطالعهی تطبیقی عقلانیت سکولار و عقلانیت دینی در دوران مشروطه (آراء میرزا فتحعلی آخوندزاده و شیخ محمداسماعیل محلاتی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران
2 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران.
3 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
doi
چکیده
این مقاله به بررسی تطبیقی عقلانیت سکولار و عقلانیت دینی در دوران مشروطه با تمرکز بر آراء میرزا فتحعلی آخوندزاده و شیخ محمداسماعیل محلاتی میپردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که این دو متفکر چگونه مفاهیم مدرن سیاسی همچون مشروطه و قانون را در چارچوب عقلانیتهایی متفاوت تبیین کردهاند. چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر رویکرد یورگن هابرماس بر تمایز میان عقلانیت ابزاری و عقلانیت ارتباطی در نظر گرفته شده، روش انجام پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعه متون است. یافتهها نشان میدهد آخوندزاده با اتخاذ رویکردی سکولار و متأثر از عقلانیت ابزاری، در نظر داشت به هدف غایی پیشرفت و نوسازی برسد، از این منظر، سنت و دین را مانع پیشرفت دانسته و بر جدایی دین از سیاست و استقرار قانون تأکید دارد. در مقابل، محلاتی بهعنوان نواندیشدینی، مبتنی بر عقلانیت ارتباطی، در پی ایجاد تفاهم میان سنت دینی و مقتضیات دنیای جدید است و میکوشد با بازخوانی عقلانی آموزههای دینی، مشروعیت دینی ـ مردمی مشروطه را اثبات نماید. نتیجه پژوهش نشان میدهد که گفتمان مشروطهخواهی در ایران متشکل از این دو گونه عقلانیت متمایز ولی در عمل تاریخی مکمل بود .با وجود تفاوت در مبانی معرفتی، هر دو اندیشمند در اهدافی چون نفی استبداد و دفاع از قانون اشتراک نظر داشتند. این مطالعهی تطبیقی میتواند تصویری روشنتر از نسبت دین و تجدد در ایران عصر مشروطه فراهم آورد.