طراحی و تبیین مدل اثربخشی مدیریت دانش بر اثربخشی سازمان‌های خدماتی: رویکرد آمیخته

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه مدیریت دولتی گرایش منابع انسانی دانشگاه پیام نور تهران ایران

2 دانشیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور تهران ایران

3 استادیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور تهران ایران

doi
10.22034/emes.2021.242396
چکیده

مقدمه: موفقیت­های مختلف سازمان­ها بر حسب توانایی آنها در ارائه خدمات با مدیریت دانش ارتباط دارد. به همین دلیل  بررسی رابطه مدیریت دانش با اثربخشی سازمانی از اهمیت زیادی برخوردار است. نتایج پژوهش­ها نشان داده است که در کل مدیریت دانش با اثربخشی سازمانی رابطه مثبت معناداری دارد، ولی میزان این رابطه براساس پژوهش­های مختلف متفاوت است. هدف این پژوهش تعیین مؤلفه­های مدیریت دانش و بررسی میزان تأثیر آنها بر اثربخشی سازمانی است.روش­شناسی: برای این منظور از روش­شناسی آمیخته استفاده شد. در مرحله کیفی ابتدا براساس پیشینه نظری و تجربی، مولفه­های مدیریت دانش مشخص و سپس به کمک 11 ارزیاب خبره با اجرای سه مرحله پانل دلفی، میزان توافق آنها در خصوص مولفه­ها با ضریب کندال (W) مشخص شد. در مرحله کمی، براساس نتایج بخش کیفی یک پرسشنامه مدیریت دانش تهیه و همراه با پرسشنامه اثربخشی سازمانی بین 293 نفر که به روش در دسترس انتخاب شده بودند توزیع و داده­ها جمع­آوری گردید. روایی سازه هر دو پرسشنامه با تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. در هر دو پرسشنامه برازش مدل با داده­ها  قابل قبول بود.یافته‌ها: آلفای کرانباخ هر یک از پرسشنامه­های مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی در حالت کلی به ترتیب 96/0 و 93/0 به دست آمد. جهت تحلیل داده­ها از مدل­یابی معادله ساختاری و تحلیل مسیر استفاده شد. نشانگرهای سازه مدیریت دانش به ترتیب میزان تأثیر این سازه برآنها عبارتند از: بکارگیری دانش، درونی­سازی دانش، بیرونی­سازی دانش، تسهیم دانش، ایجاد دانش و حفظ دانش. نشانگرهای سازه اثربخشی سازمانی به ترتیب میزان تأثیر این سازه بر آنها عبارتند از: عملکرد کارکنان، کارآیی عملیاتی، تصویر ذهنی ارباب رجوع، نوآوری، سودآوری و توسعه خدمات. . نتایج نشان ­داد که مدیریت دانش بر اثربخشی سازمانی تأثیر مثبت دارد، به طوری که 6/7 درصد از واریانس اثربخشی سازمانی توسط مدیریت دانش تبیین می­شود که جزو اندازه اثرهای متوسط محسوب می­شود. در بین مؤلفه­های مدیریت دانش، فقط مؤلفه­های ایجاد، حفظ و بکارگیری دانش بر متغیر اثربخشی سازمانی تأثیر مثبت دارند. براساس نتایج تحلیل مسیر در بین مؤلفه­های مدیریت دانش فقط ایجاد دانش و حفظ دانش بر متغیر اثربخشی سازمانی (یعنی نمره کل اثربخشی سازمانی) تأثیر مثبت دارند (05/0>P)، در حضور این دو متغیر سایر مؤلفه‌ها تأثیر معناداری بر نمره کل اثربخشی ندارد (05/0>P). این دو متغیر با هم در حدود 20 درصد از واریانس اثربخش را تبیین کرده­اند (جدول 10). نتایج تحلیل مسیر در خصوص تأثیر مؤلفه­های مختلف مدیریت دانش بر مؤلفه­های مختلف اثربخشی سازمانی نشان داد که فقط سه مؤلفه توسعه خدمات، سودآوری و نوآوری اثربخشی سازمانی با مؤلفه­های مختلف مدیریت دانش رابطه دارند. در مؤلفه توسعه خدمات فقط ایجاد دانش، حفظ دانش و بکارگیری دانش تأثیر مثبت و معنادار بر آن دارند، به­طوری که در حدود 41 درصد از واریانس مؤلفه توسعه خدمات (متغیر وابسته) توسط مؤلفه­های ایجاد دانش، حفظ دانش و بکارگیری دانش (متغیرهای مستقل) تبیین شده است. در مؤلفه سوآوری فقط تأثیر مؤلفه­های ایجاد دانش و بکارگیری دانش معنادار است به طوری که در حدود 32 درصد از واریانس مؤلفه سودآوری تبیین شده است. در مؤلفه نوآوری فقط تأثیر مؤلفه­های ایجاد دانش و حفظ دانش معنادار است به طوری که در حدود 18 درصد از واریانس مؤلفه نوآوری تبیین شده است. وجود رابطۀ معنادار بین اثربخشی مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی در پژوهش­های مختلف مشخص شده استبحث و نتیجه‌گیری: براین اساس لزوم توجه به مؤلفه­های ایجاد، حفظ و بکارگیری به منظور دستیابی به اثربخشی سازمانی مورد تأکید قرار می­گیرد. برنامه­ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای خلق دانش؛ اصلاح و تقویت برنامه­های اثربخشی کارکردهای ذخیره دانش؛ اصلاح و تقویت برنامه­های اثربخشی کارکردهای تسهیم دانش؛ برنامه­ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای بکارگیری دانش؛ برنامه­ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای درونی­سازی دانش و برنامه­ریزی بلندمدت برای ارتقاء سطح بیشتر اثربخشی کارکردهای بیرونی­سازی دانش مواردی هستند که باید بر آنها تاکید شود.