مفهوم شبه قانون اساسی (مطالعه تطبیقی)
نویسندگان
1 دانشیار حقوق عمومی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
10.22091/cpl.2026.13927.1066چکیده
قانون اساسی بهعنوان سند بنیادین هر نظام حقوقی، همواره کانون توجه نظریهپردازیهای حقوق اساسی بوده است. تجربه نظامهای حقوقی مختلف نشان میدهد که تنظیم ساختار قدرت، تضمین حقوق بنیادین و هدایت فرآیندهای حکمرانی همواره محدود به متن رسمی قانون اساسی نیست. در این چارچوب، مفهوم شبه قانون اساسی به اسناد و قوانین و ترتیباتی اطلاق میشود که اگرچه ازنظر شکلی قانون اساسی محسوب نمیشوند، اما از حیث محتوا کارکرد یا جایگاه هنجاری، نقشی مشابه آن ایفا میکنند. این مقاله با بهرهگیری از روش توصیفیتحلیلی و رویکرد تطبیقیِ مفهوممحور به بررسی چیستی شبه قانون اساسی، معیارهای شناسایی آن و تمایز آن از مفاهیم هممرز میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که شبه قانون اساسی در قالبهایی چون قوانین ارگانیک، قوانین انتخابات، قوانین بودجه و موارد دیگر بروز مییابد و نقش مهمی در تحول تدریجی نظم قانون اساسی ایفا میکند. مقاله با تحلیل کارکردها، مزایا و معایب شبه قانون اساسی، نشان میدهد که این مفهوم ابزاری تحلیلی مؤثر برای فهم پویایی حقوق اساسی معاصر، بهویژه در شرایط گذار و محدودیتهای نهادی است.