مطالعه تطبیقی سازوکارهای حل اختلافات کارگر و کارفرما در نظام حقوقی آلمان و آمریکا
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22091/cpl.2025.14632.1083چکیده
این مقاله به بررسی چارچوبهای نهادی متنوع و مبانی حقوقی حل اختلافات کارگری در نظام حقوق کار آلمان و ایالاتمتحده میپردازد و سازوکارهای کلیدی مانند میانجیگری، مصالحه، داوری، دادگاههای کار، نهادهای اداری و فرآیندهای رسیدگی غیررسمی را برجسته میکند. این نوشتار، نظام حقوقی حلوفصل اختلافات کارگری آلمان - که با شوراهای کار، کمیتههای مصالحه و دادگاههای تخصصی کار مشخص میشود - را با رویکرد غیرمتمرکزتر و خصوصیتر ایالاتمتحده که با میانجیگری داوطلبانه، داوری اجباری و دسترسی محدود به راهحلهای قضایی رسمی مشخص میشود، مقایسه میکند. این تحلیل تأکید میکند که چگونه طراحی نهادی، ارزشهای اجتماعیحقوقی گستردهتری را منعکس میکند، مانند تأکید نظام حقوق کار آلمان بر مشارکت اجتماعی و تصمیمگیری مشترک در مقابل تمرکز ایالاتمتحده بر فردگرایی و آزادی قراردادی. در این میان، افزایش داوری اجباری در نظام حقوق کار ایالاتمتحده نگرانیهایی جدی در خصوص انصاف، شفافیت و دسترسی واقعی به عدالت را موجب شده است. این مقاله همچنین نقش نهادهای اداری و اهمیت روزافزون سازوکارهای جایگزین حل اختلاف را بررسی میکند و نتیجه میگیرد که اگرچه هر دو نظام حقوق کار قصد دارند اختلافات کارگری را بهطور مؤثر حل کنند، الگوی آلمانی فرآیندهای متعادلتر و فراگیرتری را ارائه میدهد، در حالی که نظام حقوقی ایالاتمتحده خطر تشدید عدم تعادل و موازنه قدرت میان کارگران و کارفرمایان را به همراه دارد. درنتیجه، این مطالعه تطبیقی نهتنها تفاوتها در معماری نهادی، بلکه مبانی نظری و بر سازنده این نظامها را نیز برجسته میکند. این مقاله همچنین نشان میدهد که در یک بازار کار جهانی شده، گنجاندن عناصری از رویکرد الگوی آلمانی، مانند دادگاههای کار قابل دسترس و سازوکارهای مشارکت کارگران - میتواند برخی از کاستیهای نظام آمریکایی را برطرف کند.