تجارب زیسته شرکتکنندگان از چالشهای شیوه نیمهمتمرکز آزمون دکتری
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مدیریت و برنامهریزی آموزش عالی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
3 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
10.22034/emes.2020.241809چکیده
در چند سال اخیر، نحوه پذیرش دانشجویان دوره دکتری موضوع قابل بحث در جامعه دانشگاهی بوده و بهعنوان یک عامل اصلی در تضمین کیفیت دوره دکتری توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در پژوهش حاضر، تجارب زیسته شرکتکنندگان در آزمون دوره دکتری از چالشهای شیوه آزمون نیمهمتمرکز دکتری واکاوی شده است. بدین منظور از روش تحقیق کیفی پدیدارشناسی استفاده شد. همچنین با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند- ملاکمدار، 25 نفر از داوطلبان و دانشجویانی که تجربه شرکت در آزمون نیمهمتمرکز دکتری و مصاحبه تخصصی را داشتند بهعنوان مشارکتکننده انتخاب شدند. پس از انجام مصاحبهها، دادهها با استفاده از روش پدیدارشناسی مبتنی بر مدل گرانهایم (2004) تحلیل و تجارب آنها در 6 مضمون اصلی و بر اساس اهمیتشان دستهبندی شدند. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبهها، نشان میدهد که مواردی همچون؛ کمتوجهی به مقوله عدالت در مصاحبه تخصصی، رویکرد متفاوت دانشگاهها در مصاحبه، تخصصی نبودن آزمون کتبی دوره دکتری، شرایط آزمون نیمهمتمرکز دوره دکتری، درک متفاوت داوطلبان از مجموعه سؤالهای عمومی آزمون کتبی، سیاستگذاری و اجرای نامناسب، چالشهایی برای سیاست فعلی پذیرش دانشجویان دوره دکتری به دنبال داشته و برگزاری آزمون نیمهمتمرکز دوره دکتری را با تنگناها و نقاط ضعفی مواجه ساخته است.