نسبتسنجی حقوق فردی و عامه در پرتو دگرگونیهای جهانی
نویسندگان
1 عضو هیئتعلمی دانشگاه پیامنور تهران، ایران.
doi
10.22091/cpl.2025.13119.1057چکیده
تحول در گفتمانهای حقوقی معاصر، بهویژه با برجسته شدن چالشهای هویتی، فرهنگی و نابرابریهای ساختاری سبب شده است تا مفاهیم کلاسیک حقوق عمومی برای پاسخگویی به مطالبات نوین کفایت نکنند. در این میان، «حقوق جمعی» بهعنوان مفهومی همعرض ، نیازمند تبیین دوباره در نسبت با نظم حقوقی موجود و مفاهیم همعرض است. این نوشتار با تمرکز بر تحلیل مفهومی و فلسفی حقوق جمعی، در پی آن است که جایگاه این مفهوم را در منظومه حقوق عمومی، بهویژه در تمایز با حقوق فردی و گروهی و عامه بازشناسی کند. نوع تحقیق نظریتحلیلی است و با بهرهگیری از منابع بینالمللی و اسناد حقوق بشری و آراء اندیشمندان معاصر، مفاهیمی چون «فردیت اجتماعی شده و حق بر انسجام جمعی و حقوق هویتساز» را بازسازی و صورتبندی میکند. مطالعه نشان میدهد که حقوق جمعی واجد هویتی مستقل است که بر پایهٔ تعلقات مشترک، حافظه تاریخی و نیاز به عدالت ترمیمی بنا شده و قابل فروکاست به حقوق فردی یا عامه نیست. درحالیکه حقوق عامه متوجه منافع کلیت جامعه و حفظ نظم عمومی است، حقوق جمعی ناظر به حمایت از گروههایی با هویت متمایز و مطالبهگر بازتوزیع منزلت و منابع است. نتایج این تحلیل، چارچوبی مفهومی برای بازاندیشی در طراحی نهادها، سیاستگذاریهای چندفرهنگی و تقنین در جوامع متکثر فراهم میآورد؛ ازجمله در نظام حقوقی ایران که با چالشهای هویتی و فرهنگی متنوعی مواجه است.