تحلیل جامعهشناختی توسعۀ نامتعادل منطقهای و ذهنیت اجتماعی مردم مناطق مرزی کردستان (تأکید بر برنامههای توسعۀ بعد از انقلاب)
نویسندگان
1 گروه توسعه اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه توسعه اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 گروه توسعه اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jrd.2023.346960.668751چکیده
این پژوهش به بررسی سیاستها و برنامههای توسعه درخصوص مناطق مرزی و سنجش ذهنیت اجتماعی مردم کردستان نسبت به سیاستهای اعمالی با محوریت برنامههای توسعۀ پنجسالۀ بعد از انقلاب میپردازد.در تحقیق حاضر از روش کیفی تحلیل گفتمان انتقادی و با رویکرد ترکیبی فرکلافی و لاکلا و موف مبتنی بر یک رهیافت پساساختارگرایانه استفاده شد. برای سنجش ذهنیت اجتماعی مردم منطقۀ مرزی کردستان نسبت به سیاستها برنامههای توسعه، با سه گروه کارگزاران دولتی، فعالان مدنی و بخش خصوصی مصاحبۀ عمیق انجام گرفت.براساس یافتههای پژوهش، در برنامههای توسعه بهجای دوگانۀ «مرز و توسعه» بیشتر دوگانۀ «مرز و امنیت» مستولی است و برنامههای توسعۀ بعد از انقلاب، متأثر از گفتمانهای متعددی هستند که به شکل دایرهواری در لایههای مختلف با همدیگر تعامل دارند؛ بهطوریکه در لایۀ بالایی، فراگفتمان ثابت حکومتی انقلاب اسلامی و در لایۀ میانی، گفتمانهای متغیر دولتی (سازندگی، اصلاحات، عدالت گرا و اعتدالگرا) و در لایۀ درونی، گفتمانهای توسعهای (رشدمحور، دولتمحور، امنیتمحور، توزیعمحور) وجود دارد که دالهای شناور را حول دال مرکزی خود مفصلبندی میکنند و نظمی گفتمانی را بهوجود میآورند که مانع توسعۀ مناطق مرزی میشود.برای توسعۀ مناطق مرزی مبتنی بر عدالت فضایی منطقهای، نظم گفتمانی حاکم در ایران بهجای رویکرد تقابلی و آنتاگونیستی، باید رویکرد تکاملی مبتنی بر عدالت فرایندی-توزیعی را تأکید بر عدالت فضایی منطقهای را در پیش بگیرد و برای تعادل و رهایی از محرومیت مناطق مرزی، الگوی ساختاری «مرکز-پیرامون» واسازی و براساس روابط ساختاری معکوس، الگوی «پیرامون – مرکز» از نو بازسازی شود.