بازتاب ادبیات حماسی شیعی در انقلاب اسلامی: بررسی موردی ابن حسام و طاهره صفار زاده

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران(نویسنده مسئول).

2 استادیار،گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی بازتاب ادبیات حماسی شیعی در آثار ابن‌حسام خوسَفی و طاهره صفارزاده انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که این دو شاعر چگونه مفاهیم کلیدی عاشورا، شهادت، انتظار، ظلم‌ستیزی و مهدویت را در قالب‌های شعری خود بازتاب داده و به چه نحو کارکرد اجتماعی شعر حماسی شیعی را در زمینه‌های تاریخی متفاوت بازتعریف کرده‌اند؟ فرضیه پژوهش آن است که ابن‌حسام خوسَفی از منظری سنتی و مبتنی بر روایت‌های مقدس، ادبیات حماسی را در خدمت تقویت حافظه تاریخی–مذهبی به‌کار گرفته، در حالی‌که طاهره صفارزاده با رویکردی نوگرا و انقلابی، شعر را به رسانه‌ای برای کنش سیاسی، بیداری اجتماعی و ساخت گفتمان مقاومت بدل کرده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای تطبیقی بر مبنای متون شعری و منابع ثانویه معتبر است. یافته‌ها نشان می‌دهند که تفاوت در زمانه، جنسیت، تجربه زیسته و مخاطب، موجب تحول در زبان، ساختار، کارکرد اجتماعی و گفتمان شعری این دو شاعر شده است. این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که شعر حماسی شیعی نه‌تنها سنت‌ساز، بلکه سنت‌گریز نیز می‌تواند باشد؛ بسته به زمینه‌های تاریخی و اهداف شاعر.