شناسایی عوامل بازدارندة پذیرش فناوری انرژیهای تجدیدپذیر در مناطق روستایی شهرستان دشتستان: کاربرد نظریة بنیانی
نویسندگان
1 استادیار گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان
2 کارشناس ارشد توسعۀ روستایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان
doi
10.22059/jrd.2022.347920.668756چکیده
مقدمه: مشکلات فزایندة محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی، دولتها و سیاستگذاران را وادار کرده است با بهکارگیری فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر، آیندة انرژی پایدار را تضمین کنند. با این حال، موانع مختلفی بر سر راه توسعة فناوری انرژیهای تجدیدپذیر وجود دارد؛ بنابراین مطالعة حاضر براساس رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریة بنیانی به واکاوی موانع پذیرش فناوری انرژیهای تجدیدپذیر در بخش کشاورزی شهرستان دشتستان در جنوب کشور پرداخته است.روش: میدان مورد مطالعة تحقیق را بهرهبرداران در سطح شهرستان شامل زراعتکاران و باغداران (23 نفر) تشکیل دادهاند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبههای آزاد با آنها صورت گرفت. درنهایت مصاحبهها با استخراج 41 مانع از دیدگاه بهرهبرداران به اشباع نظری رسید.یافته ها: براساس نتایج مصاحبهها عواملی از قبیل نبود سیستمهای ذخیرهسازی انرژی، اعتمادنداشتن کشاورزان، مشکلات مالی، بیتوجهی سیاستمداران و برنامهریزان، نداشتن مهارت حرفهای کشاورزان برای استفاده، هزینة بالا بهمنظور راهاندازی اولیة سیستم، متناوببودن و همیشه در دسترس نبودن منابع تولید انرژی از مهمترین موانع پذیرش فناوری انرژیهای تجدیدپذیر از سوی کشاورزان شناسایی شدند. همچنین این موانع در هشت دسته شامل موانع اقتصادی و حمایتی، فنی و زیرساختی، قانونی و سیاستگذاری، آموزشی و مهارتی، تکنولوژیکی، اجتماعی، انسانی و انگیزشی طبقهبندی و تجزیه و تحلیل شدند. درنهایت این طبقات بهصورت سازوکار برای برونرفت از مسئلة مدنظر در قالب مدل پارادایمی براساس نظریة استراوس و کوربین جایگذاری شدند.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه به سیاستگذاران و برنامهریزان در زمینة انرژی کمک میکند تا تلاشهای آتی خود را در بهکارگیری فناوریهای انرژی تجدیدپذیر در بخش کشاورزی برای برنامهریزی و توسعة انرژی پایدار متمرکز کنند.