روسیه و آسیای مرکزی: زمینهسازی برای جامعه بینالملل منطقهای
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد روابط بینالملل دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jcep.2016.60545چکیده
با فروپاشی اتحاد شوروی، جمهوریهای آسیای مرکزی به استقلال رسیدند. بعد از استقلال این کشورها، روسیه نسبت به سرنوشت آنها توجه زیادی نداشت و این مسئله سبب شد تا سایر قدرتها درپی گسترش نفوذ خود در کشورهای آسیای مرکزی برآیند؛ اما چندی نگذشت که روسیه نگاه به شرق را در دستور کار خود قرار داد و تلاش کرد تا با ایجاد همگرایی گستردۀ منطقهای، مانع حضور سایر قدرتها در کشورهای همجوار خود شود. پرسش اصلی این نوشتار، این است که چرا روسیه و کشورهای آسیای مرکزی ظرفیت تشکیل جامعۀ بینالملل منطقهای را دارند؟ در پاسخ میتوان این فرضیه را طرح کرد که روسیه و کشورهای آسیای مرکزی با توجه به روابط تاریخی و فرهنگی (گمینشافتی) و همچنین روابط کارکردی (گزلشافتی) ظرفیت لازم را برای تشکیل جامعۀ بینالملل منطقهای دارند. همانگونه که از پرسش و فرضیه پیدا است، رهیافت نظری این نوشتار، مکتب انگلیسی روابط بینالملل بهویژه قرائت باری بوزان است. روابط تاریخی و فرهنگی در قالب سرگذشت تاریخی مشترک، مهاجرت متقابل و رواج زبان روسی و روابط کارکردی در قالب مناسبات اقتصادی و نظمسازی بررسی میشود. در این نوشتار، با استفاده از روش توصیفی و تکیه بر منابع کتابخانهای و اینترنتی، فرضیه ارزیابی میشود.