کاوشی در پذیرش و التزام به معاهدات در نظام‌های حقوقی دانمارک، برزیل، استرالیا و زلاند نو

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری حقوق بین الملل عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم ایران

doi
10.22091/cpl.2025.12429.1051
چکیده

انعقاد معاهده، بنیادِ نظم حقوقی بین‌المللی را شکل می‌دهد و بر روابط بین‌الملل تأثیر می‌گذارد. معاهده تجلی رضایت دولت‌ها برای مقید بودن و معرفِ تعهداتی است که به آن ملتزم می‌شوند. بااین‌حال، بسته به شرایط قانون اساسی، قانونی و سیاسی که بازتاب تاریخ و فرهنگ هر کشوری است، شیوهٔ اعلامِ رضایت برای التزام به معاهدات به طرز چشمگیری متفاوت است. این نوشتار، با تکیه‌بر روش توصیفی-تحلیلی و به‌کارگیری منابع کتابخانه‌ای، در پی بررسی نظام پذیرش و التزام به معاهدات در چهار دولت دانمارک، برزیل، استرالیا و زلاند نو است. همچنین به بررسی موضع کلی حقوق بین‌الملل و نظام‌های حقوقی ملی در موضوع آثار حقوقی معاهدات در حقوق داخلی می‌پردازد و با استخراج ملاحظات جالب‌ توجه از تنوع رویه‌های ملی، نگرش تازه‌ای نسبت به این موضوع ارائه می‌نماید. کندوکاو در چندوچون پذیرش و التزام به معاهدات در نظام حقوقی دولت‌های چهارگانه دانمارک، برزیل، استرالیا و زلاند نو، نشان داد که نظریه چیره درزمینهٔ مناسبات میان حقوق بین‌الملل و حقوق داخلی، همچنان دوگانه‌انگاری است. آنچه از منظر حکمرانی دموکراتیک مبرهن می‌نماید، این است که نیاز به کنترل بیشتر بر قدرت دولتی و الزام تصویب معاهدات در پارلمان و درعین‌حال، باقی گذاردن قدرت اتخاذ تصمیم نهایی با توجه به مصالح روز کشور در دست قوهٔ مجریه، گرایش بیشتری به برقراری نظام دموکراتیک و مصلحت‌اندیشی پذیرش و التزام به معاهدات خواهد داشت. امری که در گسترش هر چه بیشتر نظم بین‌المللی و تقویت همکاری‌های بین‌الدولی بسیار تأثیرگذار خواهد بود.