بررسی رابطۀ جهت‏گیری‌های هدفی با هوش معنوی و مسئولیت‌پذیری بین دانش‏آموزان دختر سال اول دورة دوم متوسطۀ شهر تهران

نویسندگان

1 دانشیار پژوهشکده علوم اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 کارشناسی ارشد روان شناسی تربیتی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه جهت‏گیری‏های هدفی با مسئولیّت‏پذیری  و هوش معنوی در بین دانش‏آموزان دختر سال اول دوره دوم دبیرستانهای شهر تهران بود. بدین منظور96 نفر از دانش‏آموز از سه دبیرستان دولتی به صورت تصادفی به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و سه پرسشنامه هوش معنوی (ناصری،1387)، مسئولیّت‏پذیری  خانه و مدرسه (کردلو،1389) و جهت‏گیری هدف (الیوت و مک گریگور،2001) که به طور همزمان تکمیل کردند، داده های خام جمع آوری شد و پس از نمره گذاری پرسشنامه ها، یافته ها نشان داد که جهت گیریهای هدفی تنها با مؤلفه‏های احساس تعلق و تعهد درونی متغیرمسئولیّت‏پذیری رابطه معنی‏دار دارند و با مؤلفه‏های احساس امنیت عزت نفس تعهد بیرونی متغیر مسئولیّت‏پذیری  رابطه معنی‏دار نبود. نتایج حاکی از آن بود که دانش‏آموزانی که دارای جهت‏گیری تسلط(گرایشی یا اجتنابی) بودند احساس تعلق و تعهد درونی بیشتری در مسئولیّت‏پذیری در مقایسه با دیگر دانش‏آموزان با جهت‏گیری‏های هدف دیگر بود.همچنین یافته ها نشان داد بین میانگین‏های هوش معنوی دانش‏آموزانی که جهت‏گیری هدف غالب آنها "تسلط گرایشی" است با دانش‏آموزانی که دارای جهت‏گیری "عملکرد گرایشی" هستند، تفاوت معنی‏داری وجود دارد، به طوری که میانگین نمرات هوش معنوی آزمودنی های "تسلط گرایشی" بالاتر از دانش‏آموزان "عملکرد گرایشی" است. همچنین دانش‏آموزان تسلط اجتنابی، نسبت به دانش‏آموزان دارای عملکرد گرایشی و عملکرد اجتنابی، از میانگین هوش معنوی بالاتری برخوردارند. تفاوت بین بقیه گروه ها معنی‏دار نبود. (95/0) P=