نقش زنان قفقازی در مناسبات و تحولات سیاسی- اجتماعی و دربار صفویه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)
3 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)
doi
10.22059/jcep.2016.58573چکیده
در دورۀ صفویه یکی از گروههای اصلی در حرمسرای شاهی و تأثیرگذار در مسائل سیاسی و اجتماعی، زنانی بودند که ابتدا بهصورت اسیر جنگی، سفیر صلح یا واسطۀ شفاهتخواهی از مناطق مختلف قفقاز وارد دربار شاهان صفویه شدند. این نوشتار میخواهد ضمن اشاره به شکل و دلایل ورود زنان قفقازی به دربار و بهدستآوردن نفوذ در آن، به این پرسش پاسخ دهد که زنان قفقازی در تحولات سیاسی و درباری چه نقشی داشتهاند و آنان در قالب این نقش چگونه مسیر تحولات تاریخی را بهنفع خویش تغییر دادهاند و سرانجام اینکه آیا اقدامات آنان منجر به سقوط صفویه میشود؟ فرضیۀ نوشتار این است که این زنان با بهدستآوردن عنوان و نقش سفیر صلح، همسر پادشاه و مادر شاهزاده توانستند در مناسبات سیاسی و تصمیمگیریهای مهم کشور از راه ائتلاف با وزیران، همنژادان، خواجگان و بزرگان درباری و با تکیه بر عوامل توطئه و دسیسه بر روند رویدادهای سیاسی، مسائل جانشینی و مناسبات حکومتی دخالت کنند. نتیجۀ این عملکرد آنان گاه منافع شخصی یعنی جذب پادشاه بهسوی خویش و جلوگیری از حملات مکرر به سرزمین خویش، زنبارگی شاهان و تعویض پادشاهان بود، گاه به صلح و ثبات سیاسی و گاه به آشوب و بینظمی در حرمسرا و تضعیف ساختار حکومت منجر میشد که در این نوشتار به آن پرداخته شده است.