نسلZ با بهره‌گیری از چارچوب TCMو رویکرد فراترکیب

نویسندگان

1 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق‌اردبیلی، اردبیل، ایران

2 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

doi
10.22059/jed.2025.396532.654533
چکیده

هدف: پژوهشگران به طور فزاینده‌ای به درک نقش جوانان در کارآفرینی و شناسایی افرادی که در این حوزه به موفقیت دست یافته‌اند، علاقه‌مند شده‌اند. این امر جای تعجب ندارد؛ چرا که کارآفرینی نقشی کلیدی در شکل‌دهی به اقتصاد، نوآوری و ایجاد فرصت‌های شغلی ایفا می‌کند. هر نسل، ویژگی‌ها و رویکردهای منحصربه‌فرد خود را به عرصه کارآفرینی وارد می‌سازد و شیوه انجام کسب‌وکار را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در حال حاضر نیز با دگرگونی چشم‌گیری مواجه هستیم که از حضور نسل نوظهور Z در بازار کار ناشی شده است. بنابراین در بستر تحولات پرشتاب فناوری و اجتماعی، بررسی کارآفرینان نسل Z «نسلی که به‌تازگی وارد بازار کار شده‌اند» اهمیتی ویژه می‌یابد. این نسل به‌عنوان نخستین نسل کاملاً دیجیتال، در فضایی متفاوت از نسل‌های پیشین رشد کرده و دارای نگرش‌ها و ارزش‌هایی خاص در حوزه‌های زندگی، کار و فناوری است و با ذهنیتی جهانی، فردگرا، خلاق و نوآور، به‌طور فزاینده‌ای تمایل دارد مسیرهای شغلی مستقل همچون کارآفرینی را در پیش گیرد. آن‌ها نه‌تنها به دنبال کسب درآمد و موفقیت اقتصادی هستند، بلکه به ارزش‌آفرینی اجتماعی، تحقق اصول اخلاقی و استفاده از فناوری برای حل مسائل جهانی نیز اهمیت می‌دهند. بنابراین با توجه به افزایش تعداد مطالعات پیرامون این نسل و ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن، پژوهش حاضر با هدف مرور نظام‌مند ادبیات مرتبط با کارآفرینی نسل Z و بهره‌گیری از چارچوب TCM (نظریه، زمینه، روش) و رویکرد فراترکیب انجام شده است. هدف این مطالعه، تحلیل ساختارمند دانش موجود، شناسایی ابعاد کلیدی رفتار کارآفرینانه نسلZ، بررسی شکاف‌های پژوهشی و ارائه چارچوبی مفهومی برای فهم بهتر پویایی‌های این نسل در حوزه کارآفرینی است.روش: مطالعه به‌صورت مرور نظام‌مند در دو مرحله انجام شده است. در مرحله نخست، با استفاده از چارچوب TCM، ۴۸ مقاله منتخب مورد بررسی قرار گرفتند. این چارچوب سه بُعد نظریه‌های به‌کاررفته، زمینه‌های پژوهشی، و روش‌های پژوهشی مقالات را تحلیل می‌کند. در مرحله دوم، همان مجموعه ۴۸ مقاله با رویکرد فراترکیب و با الگوبرداری از مدل هفت‌مرحله‌ای سندلوسکی و بارسو، به‌طور کیفی تحلیل شدند. در این مرحله، داده‌های استخراج‌شده به روش کدگذاری باز و محوری بررسی گردید تا ابعاد مؤثر در کارآفرینی نسل Z شناسایی شود.یافته‌ها: یافته‌های حاصل از TCMنشان داد که در پژوهش‌های قبلی نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده، روش‌های کمی و کشور اندونزی بیشترین فراوانی را داشتند. همچنین یافته‌های حاصل از تحلیل و ترکیب مقالات در بخش فراترکیب نیز نشان دادند که رفتار کارآفرینانه نسل Z تحت‌تأثیر هفت بُعد اصلی قرار دارد: بعد فردی-روان‌شناختی، بعد ارزشی-هنجاری، بعد توانمندی-عملیاتی، بعد زمینه‌ای-محیطی، بعد بازدارنده، بعد فناوری و بعد سبک زندگی-شغلی.نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان می‌دهد که نسل Z با وجود ویژگی‌هایی چون ذهنیت دیجیتال، خودرهبری، ارزش‌محوری و انعطاف‌پذیری، ظرفیت بالایی برای ورود به عرصه کارآفرینی دارد. با این حال، وجود موانعی نظیر مقررات پیچیده، اضطراب عملکردی و دیگر عوامل می‌تواند مانع بالفعل‌شدن این پتانسیل شود. چارچوب مفهومی ارائه‌شده می‌تواند مبنایی برای طراحی سیاست‌ها، برنامه‌های آموزشی و راهکارهای حمایتی در حوزه توسعه این نوع کارآفرینی باشد. در نهایت پیشنهاداتی برای پژوهشگران آتی ارائه شده است.