مطالعه تطبیقی مبانی فلسفه غرب از هوش مصنوعی در حقوق فناوریهای نوین
نویسندگان
1 دکتری حقوق بینالملل عمومی، پسادکتری دانشکده علوم خانواده دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار گروه حقوق بینالملل عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران.
doi
10.22091/cpl.2024.10419.1016چکیده
فلسفه حقوق به بحث از معنا و مبنای الزامآور بودن قواعد حقوقی و تمایز قواعد مزبور با اخلاق و مذهب دارد. ترکیب فلسفه با حقوق، علمی بودن حقوق را نوید میدهد. فلسفه بهعنوان مادر علوم، مبانی فکری و زیربنای حوزه علمی را غنا میبخشد. در بررسی تطبیقی حاضر، سه دیدگاه فلسفی در رابطه با حقوق فناوریهای نوین و واقعیات مسلم جامعه معاصر، با رویکردی انتقادی- تحلیلی مورد بحث است: 1. فناوری بهمثابه نیرویی مستقل که مقتضیات جامعه را تعیین میدارد؛ 2. فناوری بهمثابه سازه مصنوع دست بشر که میتواند از طریق ارزشهای شکل گرفته انسانی ایجاد شود؛ 3. دیدگاه تکاملی و مشترک در مورد ارتباط فناوری و جامعه که واقعیات و ارزشهای نوظهور را تسریع میدارد. بررسی تطبیقی حاضر این سه دیدگاه را مورد واکاوی قرار میدهد و ضمن آن استدلال میشود که همچنان سه رویکرد فوق، در خصوص تغییرات فناوری و تأثیر آن بر جامعه انکارناپذیرند. این مسئله در مورد هوش مصنوعی و حقوق حاکم بر آن نیز صادق است. از آنجا که رابطه حقوق و فناوری، امری پیچیده و چندوجهی است، ظهور هوش مصنوعی چالشهای حقوقی بیشماری را سبب گردیده که ابعاد فلسفی این رابطه، سه نوع رویکرد عملگرایانه را برای تنظیم قواعد حقوقی میان افراد جامعه تبیین داشته که مهمترین آن تأثیرات فناوری در تغییر زندگی امروز بشر است که تغییرات حقوق نوین و قواعد نوظهور را به سبب آن میطلبد.