حق مقاومت در اسناد بینالمللی و قوانین اساسی (با نگاهی به قانون اساسی ایران)
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق عمومی، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران.
2 استادیار گروه حقوق عمومی، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران.
doi
10.22091/cpl.2024.11296.1034چکیده
تاریخ مملو از مبارزات مردمی علیه ظلم و استبداد است. وقتی حکومت برخلاف رژیم دموکراتیک موجود عمل میکند و با انحراف و کجروی از آن، نظم مبتنی بر قانون اساسی را به مخاطره میاندازد، وجود سازوکاری برای حفاظت از حاکمیت قانون اساسی ضروری به نظر میرسد. بدین منظور نظامهای دموکراتیک دنیا سالهاست که به مسئله «حق مقاومت» پرداخته و آن را در حقوق اساسی خود نهادینه کردهاند. بااینح، این مسئله در نظام حقوقی ایران مغفول مانده و تاکنون پژوهشی حقوقی در این زمینه صورت نگرفته است. ضعف نظری موجود باعث شد تا بهمنظور توسعه ادبیات حقوق عمومی، پژوهشی دقیق و جدی در این راستا انجام گیرد. مقاله حاضر که به روش توصیفی و تحلیلی نگاشته شده، به دنبال پاسخ به این پرسش است که حق مقاومت در اسناد بینالمللی و قوانین اساسی، بهطور خاص قانون اساسی ایران، چه جایگاهی دارد؟ نتایج تحقیق نشان میدهد که از منظر اسناد بینالمللی حق مقاومت یکی از حقوق بنیادین بشر محسوب میشود. این حق همچنین بنا به عملکرد دوگانه خود (آیندهنگر و عقب نگر) در قوانین اساسی متعددی رسمیت یافته است. در قانون اساسی ایران نیز حق مقاومت به اعتبار «حق حاکمیت و تعیین سرنوشت مردم» و یا «امربهمعروف و نهی از منکر مردم نسبت به دولت» قابل استنباط است. مقاومت همچنین در قالب «اجتماعات غیرمسالمتآمیز» و بهعنوان «ضمانت اجرای مردمی سلب حقوق و آزادیها» قابل دفاع است.