واکاوی نارساییهای موجود برنامهریزی محلی روستایی مبتنی بر نظریه برنامهریزی ارتباطی در استان آذربایجان شرقی
نویسندگان
1 دکترای جغرافیا و برنامهریزی روستایی، محقق پسادکتری صندوق حمایت از پژوهشگران و فناوران کشور
2 استاد گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تبریز
doi
10.22059/jrd.2022.341107.668715چکیده
علیرغم نظرات متفاوت نظریهپردازان برنامهریزی اکثر معیارهای فرآیند ارتباطی را میتوان در سه اصل فراگیر بودن طرفهای شرکتکننده؛ صراحت و شفافیت برای فرآیند بحث؛ و ایجاد اجماع برای راهحلهای سازنده و عملی خلاصه کرد. با توجه به این سه اصل، نارساییهای الگوهای طرحهای توسعه روستایی استان آذربایجان شرقی در قلمرو رویکرد برنامهریزی ارتباطی به روش تحقیق آمیخته با رویکرد توسعه ابزار تحلیل شد. در کل تعداد 40 نفر برای شرکت در مصاحبه عمیق و پاسخ به سؤالات چندگزینهای انتخاب شدند که 25 نفر از این حجم در مصاحبههای کیفی شرکت کردند. در فاز اول تحقیق از روش «دروننگری هدایتشده» استفاده شد. بهموجب ماهیت این رویکرد در کدگذاری ثانویه برای مدیریت دادهها از نرمافزار MAXQDA استفاده شد. شاخصها و مفاهیم محوری مستخرج بهصورت پرسشنامه محققساخته برای توسعه ابزار در بخش کمی درآمدند. از مدل معادلات ساختاری به شیوه حداقل مربعات جزئی در محیط نرمافزار PLS برای تحلیل دادههای کمی استفاده شد. تعداد 30 درونمایه فرعی بهعنوان نارساییهای برنامهریزی توسعه محلی در سه گزینه بهعنوان معیارهای فرآیند برنامهریزی ارتباطی استخراج شدند که در قالب هشت درونمایه اصلی طبقهبندی شدند. نتایج نشان میدهد الف) تا زمانی که مشارکت ذینفعان در تمام مراحل برنامهریزی نباشد؛ ب) تعریف مشخص از توسعه محلی روستایی نباشد؛ ج) نوع نگرش به توسعه از نوع ارتباطی و پایین به بالا نباشد؛ د) از ظرفیتها، نیازها و انتظارات محلی به نحو احسن استفاده نشود؛ و) نحوه دسترسی به اطلاعات کافی نباشد؛ نمیتوان به ایجاد اجماع نظر برای راهحلهای سازنده و عملی از طریق دانش بومی، خلاقیت و ضمانت اجرایی دست یافت.