اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر یادگیری خودتنظیمی و درگیری تحصیلی دانشآموزان متوسطه اول
نویسندگان
1 استادیار گروه روانشناسی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران
2 کارشناس ارشد برنامهریزی درسی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران
doi
10.22084/j.psychogy.2020.21717.2160چکیده
هدف: مطالعات حاکی از این است که مغز انسان حاوی کاربردهای ویژهای برای بهبود یادگیری بوده و معلمانی که تئوریهای جدید آموزش مبتنی بر مغز را استفاده میکنند، تجارب یادگیری دانشآموزان را تا سطح بالایی افزایش میدهند. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر یادگیری خودتنظیمی و درگیری تحصیلی دانشآموزان متوسطه اول انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان پسر پایه نهم مدارس متوسطه اول شهر ماکو در سال تحصیلی 98-1397 بود. نمونهای به حجم 30 نفر (15 نفر برای گروه آزمایش و 15نفر برای گروه گواه) به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای درگیری تحصیلی (AES) و راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) بود. اساس آموزش مبتنی بر یادگیری سازگار با مغز، پیادهسازی 12 اصل یادگیری مغزمحور کاین و همکاران (2005) بود که مجموعاً در 8 جلسه 50 دقیقهای اجرا شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس در برنامه SPSS انجام شد. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر یادگیری سازگار با مغز منجر به تفاوت معنیدار بین گروهها در یادگیری خودتنظیمی به میزان 47 درصد و در درگیری تحصیلی به میزان 53 درصد شده است (05/0p <). نتیجهگیری: با توجه به یافتهها، یادگیری سازگار با مغز منجر به افزایش میانگین نمرات شرکتکنندگان گروه آزمایش در یادگیری خودتنظیمی و درگیری تحصیلی نسبت به گروه گواه شده است. ازاینرو میتوان مطرح کرد یادگیری سازگار با مغز بر یادگیری خودتنظیمی و درگیری تحصیلی دانشآموزان مؤثر است. به این صورت که در یک محیطی که سرشار از حضور مؤلفههای مغزمحور باشد یادگیری روند صعودی داشته و به اثرات مثبتی در نگرش، درگیری تحصیلی و خودتنظیمی دانشآموزان میانجامد.