بازاندیشی نوسازی بوم‌شناسانه مبتنی بر فناوری کنتور هوشمند در بخش توزیع آب‌های زیرزمینی ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مطالعات توسعه، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jrd.2022.346563.668747
چکیده

میزان کسری مخازن آب زیرزمینی در ایران از مرز 130 میلیارد مترمکعب فراتر رفته است. این درحالی­ است که دولت از سال 1384 کوشید تا با سیاست وارد کردن فناوری کنتور هوشمند به شبکه حکمرانی آب، مخازن آب زیرزمینی را به تعادل برساند. این سیاست می­ توانست یک کوشش کارساز به نفع محیط زیست باشد. با این­حال، پروژه­­ کنترل بهره­برداری از مخازن آب زیرزمینی با ادامه روند هوشمندسازی توزیع آب وتلاش برای کاستن از حجم برداشت از چاه­ها در طرح احیا و تعادل­بخشی منابع آب زیرزمینی کشور از سال ۱۳۹۳ نیز راه به­جایی نبرد. چشم­اندازهای آرمانی سند سازگاری با کم آبی که از اردیبهشت 1400 بر مبنای طرح­های پیشین ابلاغ شده است نیز تاکنون به نتیجه مورد انتظار­ نرسیده است. از آنجا که ورود یک فناوری دوستدار طبیعت به شبکه حکمرانی آب را می ­توان ایده­ ای در راستای فرایند نوسازی بوم­ شناسانه قلمداد کرد، این مقاله کوشیده است تا با بازاندیشی در نظریه نوسازی بوم ­شناسانه و بکارگیری ابزار ارزیابی دستاورد زیست­  محیطی آن در ذیل روش سیاست ­پژوهی؛ مسئله پیش روی طرح اجباری شدن نصب کنتور هوشمند بر روی چاه­ های کشاورزی را تحلیل کند. در این مقاله، فرآیند نوسازی بوم ­شناسانه در حکمرانی آب ایران در بخش ­های مختلف بازار، نوآوری و فناوری، دولت، جامعه مدنی و آگاهی زیست محیطی تحلیل شد و بر مبنای مدل کیفی ارزیابی فرایند نوسازی بوم­شناختی، نتیجه زیست ­محیطی این فرایند در کشور با کسب نمره 5 از 50 نمره دستاورد کامل نوسازی بوم­ شناسانه، در مرحله بسیار ضعیف قرار دارد. صورت مسئله نهایی سیاست پژوهی نصب کنتور هوشمند برای کنترل برداشت آب این است که شبکه حکمرانی و بهره ­برداری آب در ایران آمادگی لازم برای چنین دگرگونی فناوری محور در فرآیند توزیع آب را ندارد. با توجه به فوق بحرانی بودن شرایط آب زیرزمینی در ایران می­توان با حفظ روند نوسازی بوم­شناختی، 45 نمره کسب نشده در ارزیابی نتیجه زیست­ محیطی این طرح را با رویکردی اجتماعی و با توجه به اصول مشارکتی فرایند نوسازی بوم­شناسانه جبران کرد.